Translation of "longing" into Persian

سودا, مشتاق, عطش are the top translations of "longing" into Persian.

longing noun verb grammar

Present participle of long. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • سودا

    melancholic desire

    He produced long thin rolls in paper envelopes.

    بلافاصله میز را چیده و دو گیلاس کنیاک با سودا جلوی ما گذاشت.

  • مشتاق

    adjective

    We are longing for world peace.

    ما مشتاق صلح جهانی هستیم.

  • عطش

    and you arrived here; as it were, on fire with the longing to be of service.

    بدین معنی که پس از خواندن این آثار با عشق و عطش شدیدی بکار، به میهن خویش بازگشتهاید و دست بکار شدهاید.

  • Less frequent translations

    • هوس
    • شنگیدن
    • (دل) غنج زدن
    • آرزوی شدید
    • خواستن از ته دل
    • پر کشیدن
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "longing" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

Longing
+ Add

"Longing" in English - Persian dictionary

Currently, we have no translations for Longing in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.

Phrases similar to "longing" with translations into Persian

  • تلفن راه دور
  • (آوا شناسی) واکه ی بلند · (از) درازا · (اندازه ی لباس) بلند · (بازرگانی) نگهداری سهام یا کالا به انتظار بالا رفتن قیمت ها 0 · (جمع) شلوار بلند · (سخت) آرزو کردن · (عامیانه) دو آوایی (diphthongized) 1 · (فهرست و غیره) پر نام · (قدیم) مناسب بودن · (معانی بیان) دراز آوا · آزگار · از ته دل خواستن · از طول · بافشار 2 · بزرگ · بعید · بلند · بلند (به معنی دراز) · به درازای · به طول · به مقدار زیاد · بُلَند · تا مدتی (یا مدت ها) بعد · خسته کننده · دراز · دراز (در برابر: کوتاه short) · دراز مدت · درازتر (یا طولانی تر) از حد معمول · درخور بودن · دوربرد · دوررس · دیر · دیر زمان · دیرند · دیرپای · دیریاز · دیرین · شنگیدن · طول · طولانی · طولی · طویل · غنج زدن · فراوان · محکم · مخفف : longitude · مدت طولانی · مدید · مفصل · مناسب بودن · موکد · میل داشتن · وافر · ویر گرفتن · ویژه ی قد بلندها 4 · پر جزئیات · پر کشیدن · پرطول · پیش از وقت معینی 3 · کشش دار · کشیده · گنده · یازان
  • پیش بینی بلند مدت
  • کووید مزمن
  • مشتاق مرگ، مرگ طلب
Add

Translations of "longing" into Persian in sentences, translation memory