Translation of "looks" into Persian
رخ, ظاهر are the top translations of "looks" into Persian.
looks
verb
noun
Plural form of look. [..]
-
رخ
nounShe looked out into the sunny yard, at the dark figure of a man.
به نیم رخ تیرهی مرد در حیاط پر آفتاب نگاه کرد.
-
ظاهر
nounOnly looks and money count in this world.
در این دنیا فقط ظاهر و پول حساب میشوند.
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "looks" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "looks" with translations into Persian
-
(از راه قیافه و ظاهر خود) نشان دادن · (معمولا جمع) قیافه · (پیش از مصدر) در صدد بودن · ببین ! · برونداد · برونه · بنگر! · به نظر آمدن · بین · توجه کردن · توجه کن ! · جستن · در نظر داشتن · ديدن · دید · دیدار · دیدن · دیدن (برای معلوم کردن یا فهمیدن) · دیدَن · رخ · رو به طرفی داشتن یا بودن · ریخت · زیبایی · سر و وضع · سیما · شرط بستن · ظاهر · منتظر شدن · منوط بودن · نظر · نما · نمایاندن · نمودن · نگاه · نگاه کردن · نگران بودن · نگریستن · نگه · وابسته بودن · وجاهت · پک و پوز · چهره
-
سکیدن، سک زدن · هان، هشدار، مراقب باش
-
من دنبال کار جدید هستم
Add example
Add