Translation of "lording" into Persian

(معمولا جمع - هنگام مورد خطاب قرار دادن) لردان, آقایان لردها, رجوع شود به lordling are the top translations of "lording" into Persian.

lording noun verb grammar

(archaic) lord [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • (معمولا جمع - هنگام مورد خطاب قرار دادن) لردان

  • آقایان لردها

  • رجوع شود به lordling

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "lording" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "lording" with translations into Persian

  • ارباب لوبیا
  • (املاک فئودال) مالک · (انگلیس) لرد · (حرف ندا به نشان شگفتی یا رنجش) خدایا! · (قدیمی یا به شوخی) شوهر · (نادر) به مقام لردی رساندن · آقا · ارباب · افندی · ایزد L( -10 بزرگ - اغلب با Our) عیسی مسیح · تیولدار · خدا · خداوند · خدیو · سرور · شاهانه · شکوهیدن · صاحب · صاحب اختیار · عجب ! · عضو مجلس لردان L( -5 بزرگ - پس از my می آید - انگلیس) عنوان اشراف و قضات و مطران ها · فرمانروا · فرمانفرما · لرد · لرد وار رفتار کردن · لرد کردن L( -9 بزرگ - پس از the) خدا · کدخدا · کدیور
  • ارباب حلقهها
  • قربانگاه · محراب · مذبح
  • اهورا
  • (انگلیس) شهر دار (لندن و چند شهر دیگر)
  • (قرون وسطی) کسی که زمین از لرد کرایه می کرد
  • خداوند، ارباب
Add

Translations of "lording" into Persian in sentences, translation memory