Translation of "lose" into Persian

گم کردن, باختن, از دست دادن are the top translations of "lose" into Persian.

lose verb noun grammar

(transitive) To cause (something) to cease to be in one's possession or capability due to unfortunate or unknown circumstances, events or reasons. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • گم کردن

    verb

    cause (something) to cease to be in one's possession or capability

    I remember losing Baba in the swarm of families, flashing cameras, and blue gowns.

    یادم میآید بابا را در خیل خانوادهها، دوربینهایی که برق میزد و رداهای آبی گم کرده بودم.

  • باختن

    verb

    (transitive) fail to win

    Now they won't have to hide their face when they lose.

    حالا اونا نمي خواد قيافه هاشون رو وقتي که باختن قايم کنن.

  • از دست دادن

    verb

    have (somebody of one's kin) die

    Losing my twin is like losing half myself.

    از دست دادن برادر دوقلوم مثل از دست دادن نیمی از خودمه.

  • Less frequent translations

    • زدودن
    • دور انداختن
    • ندیدن
    • فناشدن
    • نفهمیدن
    • نشنیدن
    • (از شر چیزی) راحت شدن
    • (الهیات) جهنمی شدن
    • (در مورد چیزهای ناخواسته) کم کردن
    • (ساعت و غیره) عقب افتادن
    • (معمولا به حالت مجهول) دستخوش (چیزی) بودن
    • آهسته بودن
    • از دست دادن (در برابر: به دست آوردن gain)
    • از دست رفتن
    • بازاندن (در برابر: بردن win)
    • بی ره شدن
    • تباه شدن یا کردن
    • تلف کردن
    • جلو زدن از
    • سردر گم بودن 0
    • شکست خوردن یا دادن
    • فرورفتن (در چیزی) 3
    • قال گذاشتن 2
    • ملعون شدن
    • موجب از دست دادن شدن
    • موجب گمراهی (یا سردرگمی و غیره) شدن
    • نابود کردن یا شدن
    • هدر دادن 1
    • پشت سر گذاشتن
    • گم شدن (در برابر: یافتن find)
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "lose" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "lose" with translations into Persian

  • لاغر کردن
  • سرنخ را گم کردن
  • (عامیانه) کاری که باخت ندارد · بدون احتمال زیان · بی باخت · بی شکست
  • (جمع) باخت در قمار · باخت · بازنده · جمع باخت ها · زیان بخش · شکست آور · ضرر بخش · عمل باختن · موجب ناکامی
  • (جمع) باخت در قمار · باخت · بازنده · جمع باخت ها · زیان بخش · شکست آور · ضرر بخش · عمل باختن · موجب ناکامی
  • (جمع) باخت در قمار · باخت · بازنده · جمع باخت ها · زیان بخش · شکست آور · ضرر بخش · عمل باختن · موجب ناکامی
  • (جمع) باخت در قمار · باخت · بازنده · جمع باخت ها · زیان بخش · شکست آور · ضرر بخش · عمل باختن · موجب ناکامی
Add

Translations of "lose" into Persian in sentences, translation memory