Translation of "lost" into Persian
مفقود, گم, سوخت شده are the top translations of "lost" into Persian.
lost
adjective
verb
noun
grammar
Simple past tense and past participle of lose. [..]
-
مفقود
adjectivein an unknown location [..]
In lesser hands, the Eye could be lost forever.
و اگر چشم بدست اونا بيفته ممكنه براي هميشه مفقود بشه
-
گم
adjectiveunable to find one's way [..]
This is the same watch that I have lost.
این همان ساعتی است که من گم کردهام.
-
سوخت شده
-
Less frequent translations
- مرده
- از دست رفته
- از یاد رفته
- اسم مفعول فعل : lose
- باخته
- به هدر رفته
- بی ره
- بیچاره
- تباه
- تباه شده
- تلف شده
- جهنمی
- حرام شده
- درمانده
- سرتاپا مجذوب چیزی
- سردرگم
- شکست خورده
- غرق در چیزی
- فراموش شده
- ملعون
- ناآشکار
- نارستگار
- نامطمئن
- ناپدید
- ناپیدا
- پی گم
- گم شده
- گم نشان
- گمشده
- گمگشته
- گیج
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "lost" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Lost
Lost (season 3) [..]
-
گمشده
گمشده (مجموعه تلویزیونی)
The catacombs lead down to the Lost City.
دخمه ها به سمت شهر گمشده هدايت ميشن.
Phrases similar to "lost" with translations into Persian
-
(انجیل) ده قبیله ی جهودان که برای بردگی به سرزمین آشور برده شدند (227 - پیش از میلاد)
-
من گم شدم
-
گم شو
-
(مکانیک - تفاوت میان سرعت بخش های انگیزان و بخش های انگیخته) حرکت گم گشته · حرکت مفقود
-
رده:آثار از بین رفته
-
به فنا رفته · جنبش یا آرمان از دست رفته · مهره ی سوخته · هدف تحقق نیافتنی · واهی
-
هدش مگ کچ
-
عینکم را گم کردم
Add example
Add