Translation of "low" into Persian

کوتاه, پست, کم are the top translations of "low" into Persian.

low adjective verb noun adverb grammar

Something that is low. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • کوتاه

    adjective

    small in height [..]

    Then he gave a low gasp, for the stars went out.

    سپس فریادی کوتاه کشید، زیرا ستارهها خاموش شدند.

  • پست

    adjective

    in a position comparatively close to the ground

    These men began to talk in a low voice.

    این مردان با صدای پست به گفت و شنود پرداختند.

  • کم

    adjective pronoun noun

    His low salary prevents him from buying the house.

    حقوق کم او او را از خانه خریدن باز می دارد.

  • Less frequent translations

    • آهسته
    • پایین
    • ضعیف
    • زیر
    • خفیف
    • فرو
    • افسرده
    • یواش
    • ماغ
    • دون
    • محزون
    • خوار
    • سفلی
    • پنهان
    • فرومایه
    • گود
    • منفور
    • تاریک
    • زبون
    • دژم
    • تیره
    • دلسرد
    • نامردانه
    • زار
    • زیرین
    • زمخت
    • نشیب
    • نهان
    • فروکشیده
    • متاخر
    • شراره
    • معدود
    • آغازین
    • دنی
    • ما
    • (آوا شناسی) باز (واکه)
    • (اتومبیل و غیره - دنده ی) سنگین 9
    • (از حد معمول کم ارتفاع تر یا کوتاه تر یا کم ژرفاتر یا کم قدرت تر و غیره) پست
    • (اسکاتلند و شمال انگلیس) شعله
    • (با: on) دارای مقدار کم (از چیزی)
    • (در عقیده و تشریفات مذهبی و غیره) غیر رسمی و آسانگیر 2
    • (در)زیر
    • (دوزندگی) دکولته
    • (رودخانه و غیره) کم آب
    • (زیست شناسی - از نظر تکامل طبیعی) ناپیشرفته
    • (شدت یا میزان یا مقدار یا ارزش و غیره) کم
    • (صدا) بم
    • (صدای گاو) مو
    • (صدای) ضعیف 1
    • (صدای) کوتاه
    • (مانند گاو صدا دادن) مو کردن
    • (نادر) بر زمین افتاده
    • (نسبتا) اخیر
    • (هواشناسی) ناحیه ی دارای فشار بارومتری کم
    • افسرده 3
    • بد دهان
    • به سوی پایین
    • بی ادب
    • بی ارزش
    • بی حال
    • بی حوصله
    • بی دل و دماغ
    • بی رمق
    • تا پایین
    • تانزدیک زمین 1
    • خوار 5
    • دارای مقدار کم (از چیزی)
    • در حضیض
    • در مضیقه 0
    • در کمبود
    • دل افسرده
    • دل افسردگی
    • دل شکسته
    • دون پایه
    • دیرین 8
    • رنجور 2
    • فرو رفته
    • فرودین 4
    • قابل تحقیر
    • ماغ کشیدن
    • مرده
    • مشتعل شدن
    • ناشناخته 0
    • ناچیز 6
    • نزدیک به افق
    • نزدیک به خط استوا
    • نقش بر زمین
    • هرزه 4
    • هرزه گو
    • واکه ی افتاده 3
    • پست 7
    • پست فطرتانه
    • کم -
    • کم ارتفاع
    • کم ارزش
    • کم بلندی
    • کم عمق
    • کم قوت
    • کم پول
    • کم ژرفا
    • کمبود ویتامین
    • گرفته
    • یقه ی (یا سر و سینه ی) باز
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "low" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

Low noun

Low (Kelly Clarkson song) [..]

+ Add

"Low" in English - Persian dictionary

Currently, we have no translations for Low in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.

Images with "low"

Phrases similar to "low" with translations into Persian

Add

Translations of "low" into Persian in sentences, translation memory