Translation of "lures" into Persian

جلبكنندهها, جاذبها, طعمههاي كنترل آفت are the top translations of "lures" into Persian.

lures noun

Plural form of lure. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • جلبكنندهها

  • جاذبها

  • طعمههاي كنترل آفت

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "lures" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "lures" with translations into Persian

  • (باز شکاری را با گولزنک) فراخواندن · (بیشتر با: on) جلب کردن · (قوش شکاری) گولزنک باز شکاری (ریسمانی که سر آن مقداری پر می بندند و برای فراخواندن باز به کار می برند) · (هر چیزی که جلب یا وسوسه می کند) دام · اغوا · اغوا کردن · بسوی خود کشیدن · به سمت چیزی کشاندن · ترغیب کردن · تله · جذبه · دام · در باغ سبز · طعمه · فریب · مجاب کردن · نواله · وسوسه کردن · چشته · چشته ی ماهیگیری (به ویژه چشته ی مصنوعی برای ماهیگیری با قلاب) · کشش · گول زنک · گیرایی
  • (باز شکاری را با گولزنک) فراخواندن · (بیشتر با: on) جلب کردن · (قوش شکاری) گولزنک باز شکاری (ریسمانی که سر آن مقداری پر می بندند و برای فراخواندن باز به کار می برند) · (هر چیزی که جلب یا وسوسه می کند) دام · اغوا · اغوا کردن · بسوی خود کشیدن · به سمت چیزی کشاندن · ترغیب کردن · تله · جذبه · دام · در باغ سبز · طعمه · فریب · مجاب کردن · نواله · وسوسه کردن · چشته · چشته ی ماهیگیری (به ویژه چشته ی مصنوعی برای ماهیگیری با قلاب) · کشش · گول زنک · گیرایی
  • (باز شکاری را با گولزنک) فراخواندن · (بیشتر با: on) جلب کردن · (قوش شکاری) گولزنک باز شکاری (ریسمانی که سر آن مقداری پر می بندند و برای فراخواندن باز به کار می برند) · (هر چیزی که جلب یا وسوسه می کند) دام · اغوا · اغوا کردن · بسوی خود کشیدن · به سمت چیزی کشاندن · ترغیب کردن · تله · جذبه · دام · در باغ سبز · طعمه · فریب · مجاب کردن · نواله · وسوسه کردن · چشته · چشته ی ماهیگیری (به ویژه چشته ی مصنوعی برای ماهیگیری با قلاب) · کشش · گول زنک · گیرایی
  • (باز شکاری را با گولزنک) فراخواندن · (بیشتر با: on) جلب کردن · (قوش شکاری) گولزنک باز شکاری (ریسمانی که سر آن مقداری پر می بندند و برای فراخواندن باز به کار می برند) · (هر چیزی که جلب یا وسوسه می کند) دام · اغوا · اغوا کردن · بسوی خود کشیدن · به سمت چیزی کشاندن · ترغیب کردن · تله · جذبه · دام · در باغ سبز · طعمه · فریب · مجاب کردن · نواله · وسوسه کردن · چشته · چشته ی ماهیگیری (به ویژه چشته ی مصنوعی برای ماهیگیری با قلاب) · کشش · گول زنک · گیرایی
  • (باز شکاری را با گولزنک) فراخواندن · (بیشتر با: on) جلب کردن · (قوش شکاری) گولزنک باز شکاری (ریسمانی که سر آن مقداری پر می بندند و برای فراخواندن باز به کار می برند) · (هر چیزی که جلب یا وسوسه می کند) دام · اغوا · اغوا کردن · بسوی خود کشیدن · به سمت چیزی کشاندن · ترغیب کردن · تله · جذبه · دام · در باغ سبز · طعمه · فریب · مجاب کردن · نواله · وسوسه کردن · چشته · چشته ی ماهیگیری (به ویژه چشته ی مصنوعی برای ماهیگیری با قلاب) · کشش · گول زنک · گیرایی
Add

Translations of "lures" into Persian in sentences, translation memory