Translation of "madding" into Persian

آشفته, (نادر) دیوانه, دیوانه کننده are the top translations of "madding" into Persian.

madding adjective verb

(archaic): Affected with madness; raging; furious. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • آشفته

    adjective
  • (نادر) دیوانه

  • دیوانه کننده

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "madding" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "madding" with translations into Persian

  • (دام پزشکی) هاری · آشفتگی · بیماری هاری · جنون · حماقت زیاد · خبط · خبط دماغ · خشم · ديوانگى · دیوانگی · شوریدگی · شیدایی · غضب · هاری · هیجان
  • بادنجان
  • آنسفالوپاتی اسفنجیشکل گاوی · بي.اس.اي · بيماري جنون گاوي
  • برای همیشه از دست کسی عصبانی/خشمگین/ناراحت بودن
  • (جانور شاخدار) خشمگین و آماده ی شاخ زدن · (مجازی) خشمگین · کفری
  • اندوخته (به ویژه برای هزینه های کم) · پول توجیبی زنها (برای مخارج اضطراری)
  • mad
    (دام پزشکی) هار · (قدیمی) دیوانه کردن (امروزه : madden) · (مخفف) نابودی حتمی متقابل (این باور: سلاح های اتمی چون موجب نابودی هر دو طرف می شوند ابرقدرت ها را ناگزیر به احتراز ازجنگ می کنند) · (معمولا با: at) خشمگین · آتشی · احمق · احمقانه · از خنده روده بر کننده · اعراض · برآشفته · بسیار خنده دار · بی عقل · خشم · خشمگین · دچار هاری · دیوانه · سخت خواهان · شوریده · شیدا · شیفته · عصبانی · غیظ · مجنون · مرده ی چیزی · نابخرد · هیجان زده · پریشان حال · کالفته
  • دیوانه کردن
Add

Translations of "madding" into Persian in sentences, translation memory