Translation of "mandate" into Persian
دستور, فرمان, حکم are the top translations of "mandate" into Persian.
An official or authoritative command; an order or injunction; a commission; a judicial precept. [..]
-
دستور
nounofficial command
We have a mandate to share the truth.
ما دستور داریم که حقیقت را به اشتراکبگذاریم.
-
فرمان
nounThis mandate, which had been delivered with great majesty, was obeyed without the slightest demur.
این فرمان که با قدرت تمامی صادر شده بود بدون هیچ اعتراضی به مورد اجرا درآمد.
-
حکم
nounI'm merely an ancillary supplier following a corporate mandate.
من فقط یه فروشنده فرعیم که از یک حکم صنفی پیروی می کنم
-
Less frequent translations
- اجازه
- مقرر کردن
- وکالت
- اختیارنامه
- پروانه
- (به ویژه کتبی) حکم
- (حقوق - انگلیس) گروگیری اموال شخصی
- (حقوق رومی) قراردادی که طبق آن شخص به طور رایگان متعهد به انجام کاری می شود ولی در صورت زیان یا آسیب غرامت یا پاداش دریافت می کند
- (حقوق) دستور دادگاه بالاتر به دادگاه پایین تر
- (سابقا) امتیاز اهدایی از سوی جامعه ی ملل که به کشوری اجازه می داد سرزمینی را تحت الحمایه ی خود بکند یا نیابتا اداره کند:قیمومت
- (سرزمین یا کشوری را) تحت قیمومت درآوردن
- امتیاز تحت الحمایگی
- امتیاز قیمومت دادن
- خواست رای دهندگان (که با رای دادن هویدا می شود)
- دستور مافوق به مادون
- وکالت نامه
- کشور تحت الحمایه
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "mandate" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
"Mandate" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Mandate in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Phrases similar to "mandate" with translations into Persian
-
قیومیت بریتانیا بر فلسطین
-
مجوز پرداخت سود سهام
-
دستور دهنده · موکل
-
دستور دهنده · موکل