Translation of "mariner" into Persian
ملوان, ملاح, دریانورد are the top translations of "mariner" into Persian.
mariner
noun
grammar
A sailor. [..]
-
ملوان
nounWhen I was an A B master mariner
اگر آن وقتها بود که من سر ملوان بودم
-
ملاح
nounyet often, upon a pinch, I was forced to work like a common mariner.
با این همه غالباً در مواقع باریک ناگزیر شدهام که مانند یک ملاح عادی کار کنم
-
دریانورد
as much of an audacious mariner as any.
از هیچ دریانورد بی باکی دست کمی نداشت.
-
Less frequent translations
- ناوی
- بحر پیما
- تخته کف
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "mariner" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Mariner
noun
grammar
(baseball) A player on the team the "Seattle Mariners". [..]
+
Add translation
Add
"Mariner" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Mariner in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Phrases similar to "mariner" with translations into Persian
-
اقيانوسشناسي زيستي · اکولوژی دریایی · بوم شناسی دریایی · زيستشناسي دريايي
-
اقيانوسشناسي زيستي · اکولوژی دریایی · بوم شناسی دریایی · بیولوژی دریا · زيستشناسي دريايي · زیست شناسی دریایی · زیستشناسی دریا · زیستشناسی دریایی
-
برف دریایی
-
گربهماهي دريايي (درياهاي گرم)
-
سوفچه سفيد · سوفچه شنزي · ماهی باس دریایی
-
(ارتش) آماده ی عملیات در دریا و خشکی · (امریکا) تفنگ دار دریایی · (نقاشی و عکس برداری) تصویر دریا · آبزی · بحری · برای مصرف یا کاربرد در دریا · تصویر کشتی · تکاور(ان) دریایی · دریازاد · دریازی · دریایی · رجوع شود به maritime · عضو تفنگ داران دریایی · ناوهای جنگی · ناوگان · ناوگان بازرگانی · وابسته به دریا و اقیانوس · وابسته به دریانوردی و کشتیرانی · وابسته به نیروهای دریا خشکی
-
گربهماهي دريايي (درياهاي شمالي)
-
جانوران آبزی · جانوران دريايي
Add example
Add