Translation of "marooned" into Persian
معطل is the translation of "marooned" into Persian.
marooned
adjective
verb
Simple past tense and past participle of maroon. [..]
-
معطل
adjective
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "marooned" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "marooned" with translations into Persian
-
(جزایر دریای کارائیب و سورینام) برده ی فراری · (جنوب ایالات متحده - مهجور) به طور تفریحی در چادر زندگی کردن · (نادر) آدم رها شده (در جزیره ی بیابانی یاشرایط سخت) · (کسی را در جزیره ی بی آب و علف رها کردن و رفتن - سابقا دزدان دریایی این کار را می کردند) یکه و تنها رها کردن · اردو زدن · بلوطی · بی کس و کار گذاشتن · ترک کردن · تنها گذاشتن · در بیچارگی و عسرت گذاشتن · فرزندان غلامان فراری · قرمز آلبالویی · متروک ماندن
-
سوتزن پشتآلبالویی
-
دریا زن · دزد دریایی · غارتگر · کشتی دزدان دریایی
Add example
Add