Translation of "masse" into Persian

(بیلیارد) زدن گوی به طوری که مسیر نیم دایره داشته باشد - ضربه عمودی is the translation of "masse" into Persian.

masse noun

a shot in billiards made by hitting the cue ball with the cue held nearly vertically; the cue ball spins around another ball before hitting the object ball

+ Add

English-Persian dictionary

  • (بیلیارد) زدن گوی به طوری که مسیر نیم دایره داشته باشد - ضربه عمودی

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "masse" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "masse" with translations into Persian

  • توده لخم بدن · محتواي لخم
  • (داروسازی) خمیردارو · (فیزیک) جرم · (نقاشی) بخش بزرگی که به یک رنگ یا سایه است · (کلیسای کاتولیک) عشای ربانی · اغلب · انباشته · انباشته کردن یا شدن · انبوه · انبوه کردن یا شدن · انبوهی · اندازه · اکثر · اکثریت · بخش عمده · بزرگی · بس · بیشتر · تنه · توده · توده وار · توده کاه · توده کردن یا شدن · جثه · جرم · جمع شده · جمعی · حجم · دسته جمعی · سترگی · شمار زیاد · عظمت · متمرکز کردن · مجموعه · مخفف : ایالت ماساچوست · مقدار زیاد · موسیقی مراسم عشای ربانی · همگانی · هنگفت · وابسته به توده ها یا تعداد زیادی از مردم · کلان · کنجل · کپه · گروه · گروهی
  • تولید شخصی انبوه
  • تولید انبوه
Add

Translations of "masse" into Persian in sentences, translation memory