Translation of "mate" into Persian
رفیق, دوست, همسر are the top translations of "mate" into Persian.
mate
verb
noun
grammar
(especially of a breeding animal) A sexual partner. [..]
-
رفیق
nounfriend
I'm trying to watch my wife have a baby, mate.
دارم سعی می کنم زایمان زنم رو نگاه می کنم ، رفیق.
-
دوست
nounDo you know why this is my lucky cape, me old mate?
ميدوني چرا به اينجا دماغه ي شانس ميگن دوست پيرم ؟
-
همسر
nounQA 856, good day right back to you, mate.
QA 856 ، روز خوب راست به شما ، همسر.
-
Less frequent translations
- ماته
- شاه مات
- مقاربت جنسی کردن
- شوهر
- زوج
- همکار
- مات
- یار
- انباز
- نایب
- نایب/معاون ناخدا
- همدم
- همقطار
- مونس
- تا
- همگروه
- همتا
- مصاحب
- همدست
- (انگلیس - خودمانی - خطاب دوستانه) رفیق
- (جفت گیری جانوران) نر یا ماده
- (در ترکیب) هم -
- (در چیزهای دوتایی یا جفت) لنگه
- (قدیمی) همتا
- (نوشابه ای که از برگ های خشک این گیاه می سازند) ماته
- (نیروی دریایی) عنوان درجه داران
- (کشتی بازرگانی) یاور ناخدا (first mate هم می گویند)
- (گیاه شناسی) درخت ماته (Ilex paraguariensis از خانواده ی holly که همیشه سبز و بومی امریکای جنوبی است)
- yerba mate tea
- ازدواج کردن
- برگ های خشک این درخت
- جفت شدن
- جفت کردن یا شدن
- جفت گیری کردن
- جماع کردن 1
- جور کردن یا شدن 0
- راج امریکایی
- رجوع شود به checkmate
- زن یا شوهر
- زناشویی کردن
- عضو تیم
- هم صحبت
- چاي پاراگوئه
- چایی برگ راج
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "mate" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "mate" with translations into Persian
-
(در کشتی های بازرگانی) ناخدایار (first officer هم می گویند)
-
رقیب- همکار
-
(عامیانه) یار جانی · دلبر · محبوب · نیمه گمشده (عشق) · یار صمیمی
-
وفقه جفتگیری
-
(کشتی های بازرگانی) افسردوم (زیردست ناخدا و افسر اول است - second officer هم می گویند)
-
آمیزش جنسی · تلقیح طبیعی · جفتگيري · جفتگیری
-
هم دوره · هم عصر · همسن و سال
-
ناتوانی جنسی · نارسايي آميزش جنسي · نارسايي جفتگيري
Add example
Add