Translation of "mean" into Persian

میانه, متوسط, معنی کردن are the top translations of "mean" into Persian.

mean adjective verb noun grammar

To intend. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • میانه

    intermediate step

    and though he considered the treasure as by no means chimerical he yet believed it was no longer there

    پس چون او را اکنون محض خیال نمیدانست اقلا او را از میانه رفته و غیر موجود تصور میکرد

  • متوسط

    adjective

    because he would have pulled the mean of the group lower,

    زیرا او متوسط گروه را پائین آورده بود،

  • معنی کردن

    to convey, indicate

    Its . . . meaning, then, would be a rule of conduct.”

    و بدین سان میتوان آن را قواعد اخلاق و رفتار معنی کرد

  • Less frequent translations

    • بد
    • میانگین
    • خسیس
    • یعنی
    • بدجنس
    • برای
    • پست
    • خوار
    • فرومایه
    • ژنده
    • بخیل
    • بدسگال
    • معدل
    • خودخواه
    • شرور
    • خواستن
    • ناکس
    • فقیرانه
    • محقر
    • اندک
    • ناچیز
    • ماهرانه
    • خبیث
    • فقیرنشین
    • انگشتال
    • تردستانه
    • سفله
    • ممسک
    • میانگر
    • میانگیر
    • میانین
    • ناتندرست
    • گدازاده
    • رموک
    • بدنما
    • خودپسند
    • خجل
    • زفت
    • مندرس
    • نافرمان
    • فکسنی
    • اعتدال
    • بدخلق
    • سرافکنده
    • میانی
    • شرمگین
    • زبون
    • ناخوش
    • ناخوشایند
    • دون
    • پایین
    • (آدم) پست فطرت
    • (اسب) چموش
    • (امریکا - خودمانی) دشوار 1
    • (امریکا - خودمانی) پرمهارت
    • (بیشتر در ساختارهای منفی) کم
    • (ریاضی) واسطه
    • (زمان یا مکان یا فاصله یا ارزش یا میزان و غیره) حد وسط
    • (سگ) گیرنده
    • (عامیانه) علیل
    • (منظور خود را) بیان کردن
    • (نادر) دون پایه
    • آرش دادن
    • ارزش داشتن (در نظر کسی)
    • اهمیت داشتن
    • به منظور
    • بی ارزش
    • بی اصل و نسب
    • حد متوسط
    • دردمند 0
    • درنظر گرفتن یا درنظر گرفته شدن
    • رجوع شود به arithmatic mean
    • قرار بودن
    • قصد داشتن
    • مصمم بودن
    • معنی دادن یا معنی داشتن
    • مقصود داشتن
    • منظور بودن
    • منظور داشتن
    • میانه روی
    • نشانه ی چیزی بودن
    • نه خوب نه بد
    • نیت داشتن
    • چم داشتن
    • کم مقام
    • کوته نظر
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "mean" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

Mean
+ Add

"Mean" in English - Persian dictionary

Currently, we have no translations for Mean in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.

Images with "mean"

Phrases similar to "mean" with translations into Persian

  • آرش · ارش · اهمیت · با معنی · بیانگر · حامله · خواسته · در بردارنده · دلخواست · فحوا · معنی · معنی دار · مفاد · مفهوم · مقصود · منظور · نیت · چم · چم دار · چمین · کام
  • امکانات شغلی
  • (ریاضی) میانگین هماهنگ · میانگین توافقی · میانگین همساز · واسطه ی توافقی
  • خوان
  • خطای جذر میانگین مربعات
  • قضیه مقدار میانگین
  • مسافت آزاد میانگین
  • (امریکا) سنجش استطاعت مالی (برای کسانی که درخواست خانه ی ارزان قیمت یا کمک هزینه و غیره را دارند)
Add

Translations of "mean" into Persian in sentences, translation memory