Translation of "meet" into Persian
دیدار کردن, جلسه, مناسب are the top translations of "meet" into Persian.
meet
adjective
verb
noun
grammar
To come face to face with by accident; to encounter. [..]
-
دیدار کردن
verbencounter by accident
meeting with Harriet and pleading his own cause, gave alarming ideas.
با هریت دیدار کرده و خواهش و تقاضا کرده باشد.
-
جلسه
nounI meant to ask you a question in the meeting but I missed out.
می خواستم یک سوال ازت بپرسم توی جلسه ولی یادم رفت.
-
مناسب
it is therefore but meet, that in this place we set down who the Pequod's harpooneers were
اکنون مناسب است که در اینجا بگویم زوبیناندازان کشتی پکوئود که بودند
-
Less frequent translations
- نشست
- ملاقات کردن
- دیدار
- مسابقه
- درخور
- آشناشدن
- ناورد
- (به طور موثر) رسیدگی کردن
- (دید یا چشم و غیره) به هم دوخته شدن 1
- (نادر) سزاوار
- از عهده برآمدن
- انجام دادن
- انجمن کردن
- برآورده کردن
- برخوردن به
- به هم خوردن
- تجربه کردن (چیز ناخوشایند) 0
- تلاقی کردن
- تماس حاصل کردن
- تماس گرفتن
- جلسه تشکیل دادن 2
- دیدارگاه 4
- روبرو شدن با
- سوار کردن
- شرکت کننده در گردهمایی
- محل گردهمایی
- مصاف کردن
- معرفی شدن
- ملاقات كردن
- مواجه شدن با
- همداوی 3
- هنگام ورود کسی یا چیزی حضور داشتن
- پاسخ دادن
- پیشواز رفتن
- کفاف دادن
- گرد هم آمدن (برای معامله یا مذاکره وغیره)
- گردهمایی (به ویژه ورزشی)
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "meet" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "meet"
Phrases similar to "meet" with translations into Persian
-
تاجايتحا نتشاد
-
(عامیانه - لباس یا رفتار یا سخن و غیره) در خور یکشنبه · ترگل ورگل · رسمی
-
از ملاقات شما خوشبختم · از ملاقات شما خوشوقتم · خوشبخت · خوشوقتم
-
جلسه · جلسه- ملاقات
-
تجمع عظیم · هم آیند بزرگ · گردهمایی همگانی
-
پیچ امین الدوله
-
چقدر خوب است بالاخره شما را ملاقات کردم.
-
جلسه ی بازنگری وضعیت
Add example
Add