Translation of "merits" into Persian
محاسن, محسنات are the top translations of "merits" into Persian.
merits
verb
noun
Plural form of merit. [..]
-
محاسن
But, he added, there is considerable merit in some of the plays nevertheless
و افزود با وجود این بعضی از نمایشنامههایش دارای محاسن بسیاری هستند
-
محسنات
None of them dare, however, to deny the merits of the ship.
با این همه هیچیک از این یاوه سرایان نمیتوانند مزایا و محسنات کشتی را انکار کنند.
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "merits" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "merits" with translations into Persian
-
(ارتش امریکا) مدال شایستگی (که به غیرنظامیان داده می شود)
-
(امریکا - مدال ارتشی که به خاطر شجاعت به سربازان خودی و بیگانه داده می شود) نشان دلیری
-
(جمع) محسنات · (چیز) ارزشمند · ارزش · استحقاق · استحقاق داشتن · جایزه · خوبی · در خور قدردانی یا پاداش (و غیره) · در خوربودن · سزاوار بودن · سزاواربودن · سزاواری · سزیدن · شايستگي · شايستگی · شایستن · شایستگی · شایستگی داشتن · شاینده بودن · شایندگی · عفت · قدر · لیاقت · مدال · نشان · نکات خوب و بد هرچیز · نیکویی · پاداش · پاکدامنی
-
افزایش حقوق بر اساس شایستگی
-
روش ترفیع و اضافه حقوق و غیره بر حسب شایستگی شخص (نه برحسب سال های خدمت یا مدرک تحصیلی و غیره) · روش شاینده سالاری
-
(جمع) محسنات · (چیز) ارزشمند · ارزش · استحقاق · استحقاق داشتن · جایزه · خوبی · در خور قدردانی یا پاداش (و غیره) · در خوربودن · سزاوار بودن · سزاواربودن · سزاواری · سزیدن · شايستگي · شايستگی · شایستن · شایستگی · شایستگی داشتن · شاینده بودن · شایندگی · عفت · قدر · لیاقت · مدال · نشان · نکات خوب و بد هرچیز · نیکویی · پاداش · پاکدامنی
Add example
Add