Translation of "middle" into Persian
میان, کمر, ميانه are the top translations of "middle" into Persian.
A centre, midpoint [..]
-
میان
nouncentre, midpoint [..]
In the middle of this fresh tale Pierre was summoned to the commander in chief.
در میان این داستان فرمانده کل پییر را به حضور طلبید.
-
کمر
nouncentral part of human body
This way the babys bent in the middle
اما وقتی بچه را از کمر خم کنید،
-
ميانه
adjectivelocated in the middle; in between [..]
You want me to guide him to the middle.
از من ميخواي کمکش کنم تا ميانه ـرو تر بشه.
-
Less frequent translations
- مياني
- مركزي
- وسط
- میانه
- متوسط
- میانی
- وسطی
- كمر
- میانگیر
- مرکز
- مابین
- عوان
- میانگاه
- میانین
- (دستور زبان) واکه ی میانی M( -6 بزرگ - زمین شناسی) لایه ی میانی (در برابر: لایه ی زبرین Upper و لایه ی زیرین Lower)
- (زمان یا فاصله یا محدوده و غیره) میان
- (کشتیرانی) از وسط تاکردن
- حجاب حاجز
- در میان قرار دادن
- دولا کردن یا شدن
- رجوع شود به middle term
- میان بخش
- نیمه راه
- واقع در میان
- وسط (اواسط)
- کمرگاه (waist هم می گویند)
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "middle" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
"Middle" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Middle in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Images with "middle"
Phrases similar to "middle" with translations into Persian
-
مدیران میانی
-
ایرانی میانه
-
درست در میان چیزی، یا جائی
-
(گوشت خوک) میان شانه ها و کپل · به حد متوسط · بی تعریف · درجه دو · میانه · نامرغوب · گوشت دنده · گوشت کمر
-
زبان پارسی میانه · زبان پهلوی · پارسی میانه · پهلوی
-
رجوع شود به the Mesolithic
-
دارای اندازه ی متوسط · میان اندازه
-
(زبانشناسی) انگلیسی میانه (زبان انگلیسی بین حدود 0011 تا 0051 میلادی)