Translation of "milky" into Persian
شیری, شیردار, شیر are the top translations of "milky" into Persian.
milky
adjective
grammar
(colour science, informal) Of the black in an image, appearing as dark grey/gray rather than black. [..]
-
شیری
adjectiveHer face had turned a milky yellow colour against which her mouth stood out redder than ever.
چهرهاش به رنگ شیری زرد درآمده و در آن میان لبانش سرختر از همیشه جلوه میکرد.
-
شیردار
adjective -
شیر
nounA thick milky mist hung over the town.
مهی غلیظ چون شیر بر فراز شهر گسترده شده بود.
-
Less frequent translations
- شیرآور
- شیرزا
- بزدل
- زبون
- تسلیم
- بی عرضه
- شیر مانند (به ویژه از نظر رنگ)
- شیری رنگ
- وابسته به شیر
- پر از شیر
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "milky" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "milky" with translations into Persian
-
(نجوم) راه شیری (نام کهکشانی که منظومه ی شمسی و کره ی زمین هم جز آن هستند) · راه شیری · کهکشان راه شیری
-
حالت شیری · شیررسانی
-
بدرود راه شیری
-
لکلک شیری
-
کهکشان راه شیری
-
بیماری سفیدک (انواع بیماری های لیسه ی سوسک های سرگین)
-
کهکشان راه شیری
-
(نجوم) راه شیری (نام کهکشانی که منظومه ی شمسی و کره ی زمین هم جز آن هستند) · راه شیری · کهکشان راه شیری
Add example
Add