Translation of "mindful" into Persian
اگاه, بااطلاع, باخبر are the top translations of "mindful" into Persian.
mindful
adjective
grammar
Bearing in mind; regardful; attentive; heedful; observant. [..]
-
اگاه
adjectiveBe mindful of your feelings.
از احساساتت اگاه باش
-
بااطلاع
adjective -
باخبر
adjectiveHe made up his mind that he would go that evening to warn the Taillefers, father and son.
مصمم شد که همان شد برودو مسی و تای فر و پسرش را از این ماجرا باخبر کند.
-
Less frequent translations
- (معمولا با: of) در اندیشه ی
- به یاد
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "mindful" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "mindful" with translations into Persian
-
(فلسفه) روح · (محلی) درک کردن · بد آمدن 2 · تصمیم · توجه کردن از · خرد · خواست · در فکر چیزی بودن · درایت · دریابی · دریافتن · طرز فکر · عبرت گرفتن از · عقیده · فرمانبری کردن 3 · مخالف بودن · مطیع بودن · مغز · مهم پنداشتن · مواظب بودن 0 · نفس · نیت · هوش · پاییدن · پرستاری کردن از · گوش فرا دادن · یاد
-
(بیشتر در انگلیس) · اهل کارشکنی و مزاحمت · خونخوار · خونریز · خونی · سفاک · سنگدل · کارشکن
-
(مهجور) مغرور · با مناعت · بلندنظر · فرزانه · نظربلند · والا · پایبند اصول اخلاقی و مردمی · پرفیس
-
یاد آرید، بخاطر آورید
Add example
Add