Translation of "mold" into Persian

کپک, قالب, الگو are the top translations of "mold" into Persian.

mold verb noun grammar

(transitive) To shape in or on a mold. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • کپک

    noun

    woolly or furry growth of tiny fungi [..]

    No radon, no mold, no lead in the pipes.

    رادون نيست ، کپک نيست لوله هاي سربي نداره

  • قالب

    noun

    hollow form or matrix for shaping a fluid or plastic substance

    With me as the glaring exception, my father molded the world around him to his liking.

    جز من که استثنای چشمگیری بودم، بابا دنیا را در قالب آنچه دوست داشت شکل داد.

  • الگو

    noun

    Can't break the mold.

    نمیشه الگو رو شکوند.

  • Less frequent translations

    • کالب
    • سرشت
    • شکل
    • قالبی
    • نمونه
    • دشته
    • ریخت
    • تپنگ
    • خمیره
    • دشتن
    • کفک
    • سرشتن
    • قماش
    • دیس
    • سرمشق
    • مدل
    • نهاد
    • (افکار عمومی و غیره) اثر زیاد داشتن
    • (فلز ریزی و ریخته گری و پلاستیک سازی و غیره) قالب
    • (قدیمی) خاک
    • (معماری) حاشیه ی تزئینی (به ویژه در اطراف سقف - معمولا از گچ یا چوب)
    • حاشیه دار کردن
    • خاک کشاورزی
    • خاک گلدانی
    • در قالب ریختن
    • دیسور کردن
    • زنگ گیاهی
    • شکل دادن
    • شکلی که توسط قالب ایجاد می شود
    • قالب گرفتن
    • قالب گیری کردن
    • هر چیزی که با قالب درست شده باشد (به ویژه ژله یا لرزانک)
    • کپک زدن
    • گچ بری دور سقف
    • گچ بری کردن
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "mold" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

Mold
+ Add

"Mold" in English - Persian dictionary

Currently, we have no translations for Mold in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.

Images with "mold"

Phrases similar to "mold" with translations into Persian

  • (روش شکل دادن به برخی مواد پلاستیکی از راه تزریق پلاستیک گداخته به درون قالب های خیلی سرد) قالب گیری درجهشی · ریخته گری تزریقی · ریختهگری تزریقی
  • آلودگي باكتريايي · آلودگي قارچي · آلودگي كپكي · آلودگي ميكروبشناختي · آلودگي ميكروبي · آلودگی زیستی · زیستلایهها
  • (مبل) برجسته کاری · تزیینات برجسته یا فرورفته (از گچ یا چوب یا سنگ و غیره به ویژه در اطراف سقف) · حاشیه ی زینتی · قالبسازی · لبه · منبت کاری · گچ بری
  • قارچهاي انباري · کفکها · کپکها
  • خاک برگ · دشته ی برگ · کود برگ · کپک برگ
  • چکه
  • کپک لجن · کپک مخاطی
  • (معماری) گچبری یا تخته یا سنگ منقوش زیر سایبان یا هر نوع پیش آمدگی ساختمان
Add

Translations of "mold" into Persian in sentences, translation memory