Translation of "monotone" into Persian
یکنواخت, زرزر, (آواز) یک دانگ are the top translations of "monotone" into Persian.
monotone
adjective
verb
noun
grammar
(of speech or a sound) having a single unvaried pitch [..]
-
یکنواخت
adjectiveIn a life so monotonous as hers, a new lodger was a great distraction.
در زندگی یکنواخت او یک همسایهٔ تازه سرگرمی دور از انتظاری بود.
-
زرزر
-
(آواز) یک دانگ
-
Less frequent translations
- (تکرار صوت بخصوص یا ادای واژه ها با نوای یکنواخت) یکنواختی
- (موسیقی) تک آهنگ
- خسته کننده
- رجوع شود به monotonous
- سخن یکنواخت
- صدای یکنواخت و خسته کننده
- قرائت یا نیایش با صدای یکنواخت
- یک جور بودن (سبک یا طرز یا رنگ و غیره)
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "monotone" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "monotone" with translations into Persian
-
تابع يكنوا
-
بی تنوعی · یک نواختی
-
خسته کننده · یکنواخت
-
بطور یک نواخت
-
بی تنوع · تک نواخت · خسته کننده · عاری از چند گونگی · ملالت آور · یک نواخت · یکدست · یکنواخت
-
بی تنوع · تک نواخت · خسته کننده · عاری از چند گونگی · ملالت آور · یک نواخت · یکدست · یکنواخت
Add example
Add