Translation of "moonlighting" into Persian

داشتن شغل ثانوی, دوکاری, شغل دوم (معمولا شب کاری داشتن) are the top translations of "moonlighting" into Persian.

moonlighting noun verb grammar

Present participle of moonlight. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • داشتن شغل ثانوی

  • دوکاری

  • شغل دوم (معمولا شب کاری داشتن)

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "moonlighting" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

Moonlighting

Moonlighting (TV series)

+ Add

"Moonlighting" in English - Persian dictionary

Currently, we have no translations for Moonlighting in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.

Phrases similar to "moonlighting" with translations into Persian

  • کسیکه بطور قاچاقی کار میکند
  • (علاوه بر شغل اصلی) شغل فرعی یا شبانه داشتن · حرف پوچ · در نور ماه · شبانه · شبانه و در هوای آزاد · مشروبات · مهتاب · مهتابی · مهشید · نور ماه · نور مهتاب
  • زیر نور ماه، در مهتاب
  • (علاوه بر شغل اصلی) شغل فرعی یا شبانه داشتن · حرف پوچ · در نور ماه · شبانه · شبانه و در هوای آزاد · مشروبات · مهتاب · مهتابی · مهشید · نور ماه · نور مهتاب
  • (علاوه بر شغل اصلی) شغل فرعی یا شبانه داشتن · حرف پوچ · در نور ماه · شبانه · شبانه و در هوای آزاد · مشروبات · مهتاب · مهتابی · مهشید · نور ماه · نور مهتاب
  • (علاوه بر شغل اصلی) شغل فرعی یا شبانه داشتن · حرف پوچ · در نور ماه · شبانه · شبانه و در هوای آزاد · مشروبات · مهتاب · مهتابی · مهشید · نور ماه · نور مهتاب
  • (علاوه بر شغل اصلی) شغل فرعی یا شبانه داشتن · حرف پوچ · در نور ماه · شبانه · شبانه و در هوای آزاد · مشروبات · مهتاب · مهتابی · مهشید · نور ماه · نور مهتاب
  • (علاوه بر شغل اصلی) شغل فرعی یا شبانه داشتن · حرف پوچ · در نور ماه · شبانه · شبانه و در هوای آزاد · مشروبات · مهتاب · مهتابی · مهشید · نور ماه · نور مهتاب
Add

Translations of "moonlighting" into Persian in sentences, translation memory