Translation of "moors" into Persian
خلنگسارها, خلنگزار, زمینهای مردابی are the top translations of "moors" into Persian.
moors
verb
noun
Plural form of moor. [..]
-
خلنگسارها
-
خلنگزار
Between and around these scattered points extends the desolate, lifeless moor.
دور تا دور این نقاط پراکنده را خلنگزار متروک و دلگیر گرفته است.
-
زمینهای مردابی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "moors" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Moors
noun
Plural form of Moor. [..]
+
Add translation
Add
"Moors" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Moors in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Phrases similar to "moors" with translations into Persian
-
(با سیم یا زنجیر و غیره) بستن · (کشتی) به اسکله بستن · به بویه ی مهار (mooring buoy) بستن · درجا ثابت نگه داشتن · دشت · رجوع شود به heath · زمین بایر · شکارگاه · عرب شمال افریقا (مسلمان و از تبار عرب و بربر) · لنگر انداختن · مسلمان اسپانیا (از اعراب شمال افریقا که در سده ی هشتم میلادی اسپانیا رامورد تهاجم قرار دادند و در قرن پانزدهم از آنجا رانده شدند) · مهار کردن · نخجیرگاه · پهلوگرفتن · کران نشین کردن
-
دمی مور
-
جای مهارکردن کشتی · خطام · طناب کشتی · لنگرگاه · مهار
-
مایکل مور
-
هنری مور
-
(جمع) جایگاه مهار کشتی · (مجازی - معمولا جمع) وابستگی های فکری و عاطفی · (کشتی) مهارسازی · اسباب مهار · بست افزار · بستن به اسکله · طناب و زنجیر و غیره که با آن کشتی به اسکله بسته می شود · لنگراندازی · مهارگان · مهارگاه · موقعیت
-
دوان
-
(با سیم یا زنجیر و غیره) بستن · (کشتی) به اسکله بستن · به بویه ی مهار (mooring buoy) بستن · درجا ثابت نگه داشتن · دشت · رجوع شود به heath · زمین بایر · شکارگاه · عرب شمال افریقا (مسلمان و از تبار عرب و بربر) · لنگر انداختن · مسلمان اسپانیا (از اعراب شمال افریقا که در سده ی هشتم میلادی اسپانیا رامورد تهاجم قرار دادند و در قرن پانزدهم از آنجا رانده شدند) · مهار کردن · نخجیرگاه · پهلوگرفتن · کران نشین کردن
Add example
Add