Translation of "moral" into Persian
اخلاق, اخلاقی, معنوی are the top translations of "moral" into Persian.
moral
adjective
noun
grammar
Of or relating to principles of right and wrong in behaviour, especially for teaching right behaviour. [..]
-
اخلاق
nounSo I had this idea that oxytocin might be the moral molecule.
درنتیجه این ایده راداشتم که اکسی توسین ممکنه مولکول اخلاق باشه.
-
اخلاقی
adjectiveWe have to make the right moral decision.
ما باید تصمیمی اخلاقی و صحیح را بگیریم.
-
معنوی
adjectiveChristophe's eyes had been opened to the infinite variety of the material, as of the moral, world.
چشمان کریستف به روی تنوّع بیپایان هر دو جهان مادی و معنوی باز شده بود.
-
Less frequent translations
- عفیف
- مفهوم
- روحیه
- وجدانی
- پند
- باعصمت
- فرخویی
- (از نظر جنسی) نجیب
- (جمع) اخلاقیات
- (جمع) رجوع شود به ethics
- (حقوق - برمبنای مشاهده و قیاس و برداشت شخصی و نه بر مبنای استدلال و اثبات) نظری و قیاسی
- (داستان و شعر) معنی اخلاقی
- (نادر) رجوع شود به morale 0
- اصول اخلاقی
- باورهای اخلاقی
- دارای حس تشخیص نیک و بد
- دارای قوه ی ممیزه
- نتیجه ی معنوی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "moral" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "moral" with translations into Persian
-
اخلاقا
-
روحیه کارکنان
-
قوانین اخلاقی
-
قوانین اخلاقی
-
اخلاقستیزی
-
آموزش اخلاقیات · اخلاق گرایی (اعتقاد به اخلاقیات مستقل از مذهب) · درس اخلاقی · پند اخلاقی · پند و اندرز
-
اخلاق · اخلاق آموزی · اخلاق مندی · اخلاقیات · اصول اخلاقی · جنبه ی اخلاقی · درس اخلاق · درستی · رجوع شود به ethics · رجوع شود به morality play · سيرت · سیرت · عبرت · عفت · نجابت (در امور جنسی) · نیک کرداری · هر نظام اخلاقی بخصوص · پاکدامنی · پایبندی اخلاقی · کردار نیک
-
(معمولا به طور خسته کننده یا تحمیل آمیز) موعظه ی اخلاقی کردن · اخلاقیات (خود و دیگران) را بهتر کردن · درباره ی اخلاقیات نگاشتن (یا حرف زدن یا اندیشیدن) · درس اخلاق دادن · درستی و نادرستی اعمال را مورد تجزیه و تحلیل قرار دادن · موعظه کردن
Add example
Add