Translation of "most" into Persian
اکثر, بیشتر, بیشترین are the top translations of "most" into Persian.
most
noun
adverb
pronoun
grammar
Superlative form of much. [..]
-
اکثر
adjectiveMost Japanese temples are made of wood.
اکثر معبدهای ژاپنی از چوب ساخته شدهاند.
-
بیشتر
determinerMost companies have their own labor unions.
بیشتر شرکت ها اتحادیه های کارگری خود را دارند.
-
بیشترین
adjectiveIt was always what I enjoyed doing the most.
کاری بوده که همیشه بیشترین لذت رو ازش میبردم.
-
Less frequent translations
- (صفت عالی : many) بیشترین تعداد
- (صفت عالی : more - پیش از صفت ها و قیدهای دو هجایی یا بیشتر) - ترین
- (صفت عالی : much) بیشترین مقدار
- (عامیانه) تقریبا
- اکثرا
- بخش عمده (با فعل جمع)
- بسیار
- در بیشتر حالات
- غالبا
- پسوند: - ترین [hindmost]
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "most" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "most" with translations into Persian
-
او حتی به کوچکترین چیزهایی در زندگی پی برد که اکثر ما مانند رنگ آسمان و گلهایی که در بهار شکوفا می شوند ، قدر آن را نمی دانیم. · او حتی به کوچکترین چیزهایی در زندگی پی برد که اکثر ما مانند رنگ آسمان و گلهایی که در بهار شکوفا می شوند ، قدر آن ها را نمی دانیم.
-
(سیاست) روابط کامله الوداد (با کشور بخصوص) · حسن رابطه ی متقابل
-
باارزشترین بازیکن
-
نزدیکترین نیای مشترک
-
محتمل ترین
-
بلکواتر: ظهور قدرتمندرین ارتش اجیر جهان
-
نیاز به سرعت: تحت تعقیب
-
حداکثر، در بهترین حالت
Add example
Add