Translation of "mules" into Persian

قاطرها is the translation of "mules" into Persian.

mules verb noun grammar

Plural form of mule. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • قاطرها

    Late in the afternoon came a thrill when the mule mounted infantry reappeared, heading up line towards us.

    نزدیکیهای غروب، هنگامیکه دوباره نیروهای نظامی ترک سوار بر قاطرها بازگشتند، همه خوشحال شدیم.

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "mules" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "mules" with translations into Persian

  • (خودمانی) قاچاقچی مواد مخدر · (عامیانه) آدم لجوج · آدم یکدنده · استر · اکدش · تراکتور کوچک (برای کشیدن قایق ها در آبراه های باریک یا کشیدن واگن معدن) · دستگاه نخ ریسی (که از پنبه نخ می سازد و دور دوک می پیچد) · دمپایی · دورگه · قاطر · قاطر (به ویژه اگر پدر الاغ و مادر مادیان باشد) · هر جانور یا گیاه دورگه (به ویژه اگر عقیم باشد) · کفش راحت خانگی · یکدش
  • فرموک ساز · ماشین نخ ریسی و نخ پیچی (به دور دوک یا ماسوره)
  • قاطرچی · چاروادار
  • قاطرپول
  • استرآهو · استرآهو (Odocoileus hemionus که بومی غرب ایالات متحده است) · اودوکویلئوس همیونوس
  • (خودمانی) قاچاقچی مواد مخدر · (عامیانه) آدم لجوج · آدم یکدنده · استر · اکدش · تراکتور کوچک (برای کشیدن قایق ها در آبراه های باریک یا کشیدن واگن معدن) · دستگاه نخ ریسی (که از پنبه نخ می سازد و دور دوک می پیچد) · دمپایی · دورگه · قاطر · قاطر (به ویژه اگر پدر الاغ و مادر مادیان باشد) · هر جانور یا گیاه دورگه (به ویژه اگر عقیم باشد) · کفش راحت خانگی · یکدش
Add

Translations of "mules" into Persian in sentences, translation memory