Translation of "muscularity" into Persian
وتر, پرواری, نیرو are the top translations of "muscularity" into Persian.
muscularity
noun
grammar
musculature [..]
-
وتر
noun -
پرواری
noun -
نیرو
noun
-
Less frequent translations
- گوشت
- پی
- تار وپود
- رگ وپی
- عضله داری
- نیروی عضلانی
- پر گوشتی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "muscularity" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "muscularity" with translations into Persian
-
دیستروفی ماهیچهای فاسیو اسکاپولو هومورا
-
بیماریهای عضلانی · بیماریهای ماهیچهای · رابدوميوليز · ميوپاتي
-
دیستروفی عضلانی دوشن
-
زورمند · عضلانی · قوی · مازه ای · مازی · ماهیچه ای · نیرومند · وابسته به عضله
-
دیستروفی عضلانی لیمب گیردل
-
(پزشکی) تحلیل و فساد عضلانی · بيماري عضله سفيد · دشپروردگی عضلانی · دیستروفی عضلانی · دیستروفی ماهیچهای
-
زورمند · عضلانی · قوی · مازه ای · مازی · ماهیچه ای · نیرومند · وابسته به عضله
Add example
Add