Translation of "mutely" into Persian

خاموشانه, بطور ساکت, بطور گنگ are the top translations of "mutely" into Persian.

mutely adverb grammar

In a mute manner. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • خاموشانه

  • بطور ساکت

  • بطور گنگ

  • بی صدا

    The TV downstairs had been muted, and I heard someoneRosalie? shift her weight on the first floor.

    تلویزیون طبقهی پایین بی صدا شده بود و من صدای جا بجایی وزن کسی را شاید رز الی، در طبقهی اول شنیدم.

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "mutely" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "mutely" with translations into Persian

  • بی صدایی · سکوت · صَمَم · گنگی
  • (حرف) غیر ملفوظ · (سازهای موسیقی) صدا کم کن · (نادر) کسی که اجیر شده است تا در جلسه ی عزاداری شرکت و مویه کند · gong · آدم لال · آدم ناگویا · از شدت رنگ کاستن · بی حرف · بی زبان · بی صدا · بی کلام · بیصدا · خاموش · خموش · ذکر نشده · رجوع شود به deaf-mute · ساكت · ساکت · صامت · صداکم کن به کار بردن · غیرلسانی · غیرکلامی · لال · نابز یب ،ادص یب · کر کردن · کم حرف · کم رنگ کردن · گنگ
  • ناشنوا - ناگویا · وابسته به کر و لال ها · کر و لال
  • لال هستم
  • لال هستم
Add

Translations of "mutely" into Persian in sentences, translation memory