Translation of "navigable" into Persian

راندپذیر, ناوپذیر, (رود و آبراه و غیره) قابل کشتیرانی are the top translations of "navigable" into Persian.

navigable adjective grammar

(for a body of water: sea, river etc.): capable of being navigated; deep enough and wide enough to afford passage to vessels. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • راندپذیر

  • ناوپذیر

  • (رود و آبراه و غیره) قابل کشتیرانی

  • هدایت پذیر

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "navigable" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "navigable" with translations into Persian

  • نوار ناوبری · نوار پیمایش
  • (دریا نوردی و هوا نوردی و فضا نوردی) هدایت از طریق مشاهده ی موقعیت خورشید و ماه و ستارگان (به جای استفاده از ابزاری مانند قطب نما و غیره) · فضانوردی · ناوبری فلکی
  • راهبری- هدایت · پیمایش
  • (برای کشتی یا هواپیما و غیره)مسیریابی کردن · (عامیانه) راه رفتن · (نادر) با کشتی سفر کردن · (کشتی یا هواپیما) ناوبری کردن · خلبانی کردن · راندن · راه خود را بازکردن · رهگشایی کردن · رهیابی کردن · هدایت کردن
  • کمک ناوبری
  • مخفف : ناوبری
  • سامانه ماهوارهای ناوبری جهانی
  • پیمایشگر تاریخ
Add

Translations of "navigable" into Persian in sentences, translation memory