Translation of "near" into Persian
نزدیک, قریب, کنار are the top translations of "near" into Persian.
(of an animate or inanimate object) physically close. [..]
-
نزدیک
adjective adpositionhaving a small intervening distance with regard to something [..]
There was a big fire near my house last night.
آتش سوزی بزرگی نزدیک خانه من دیشب اتفاق افتاد.
-
قریب
adjectivephysically close
The declivity was so small, that I walked near a mile before I got to the shore.
نشیب دریا از ساحل چندان کم بود که قریب یک ثلث فرسنگ راه پیمودم تا به کرانه رسیدم.
-
کنار
adpositionin close proximity to
At the street corners, and near the Metro stations were groups of policemen in plain clothes.
در سوک کوچهها، کنار ایستگاههای راهآهن زیرزمینی، پاسبانها دستهدسته کزکرده بودند.
-
Less frequent translations
- نزدیک شدن
- نزد
- nazdic
- دم
- تقریبا
- مجاور
- خسیس
- کوتاه
- صمیمانه
- فرهمند
- سرراست
- صمیمی
- مستقیم
- (اسب یا اتومبیل یا کالسکه) در جلو و سمت چپ
- (تا اندازه ای) شبیه
- (مسافت یا زمان) نزدیک
- (نادر) با خست
- (نسبتا) همانند
- از نزدیک
- با صرفه جویی زیاد
- با چشم تنگی
- تقریبا (بیشتر می گویند: nearly)
- دم دست
- قریب الوقوع
- نزدیک به
- نزدیک شدن یا کردن (زمان یا فاصله) بسیار نزدیک
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "near" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "near"
Phrases similar to "near" with translations into Persian
-
(بمب و گلوله ی توپ و غیره) نزدیک به هدف (که به هدف نمی خورد ولی تا اندازه ای خسارت وارد می کند) · (حادثه یا تصادف یا رویداد) تصادفی که به سختی از آن احتراز می شود · (نتیجه) تا اندازه ای موفقیت آمیز · آنچه که به وقوع نمی پیوندد ولی خیلی به وقوع نزدیک می شود
-
رسیدن، فرا رسیدن، نزدیک شدن، تقرب، اقتراب
-
تجربه نزدیک به مرگ
-
بزودی
-
خاور نزديك · خاور نزدیک
-
نزدیک شدن
-
نزدیک شدن
-
تجربه نزدیک به مرگ