Translation of "neo-" into Persian

نو, (شیمی -ترکیب) وابسته به ترکیب قدیمی تر [neoprene], امریکا are the top translations of "neo-" into Persian.

neo- Prefix

New. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • نو

    adjective

    new [..]

    brother, it is about seo so neo coming to the camp herself

    برادر درباره سئو سو نو هست که خودش اومد به اردوگاه

  • (شیمی -ترکیب) وابسته به ترکیب قدیمی تر [neoprene]

  • امریکا

    proper
  • Less frequent translations

    • به روش نوین [neologism]
    • تازه
    • دینای جدید [neotropical]
    • زه [neolithic]
    • نئو
    • نوین
    • وابسته به هیدروکربن که لااقل یک اتم کربن آن به چهار اتم کربن دیگر متصل باشد[neopentane]
    • ینگه دنیا
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "neo-" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "neo-" with translations into Persian

  • نئو نوآر
  • (سده ی بیستم میلادی - گرایش برخی عوامل کلیسای پروتستان به سوی اصول سنتی مسیحیت و پروتستان در واکنش نسبت به آزادی گرایی های مذهبی قرن اخیر) نوراستکیشی
  • رجوع شود به Modern Hebrew
  • نئونازی
  • نئونازیسم
  • نوهیجاننمایی
  • (زیست شناسی) داروین گرایی نوین (که گزینش طبیعی و زادشناسی را مورد تاکید قرار می دهد)
  • نیو دادا
Add

Translations of "neo-" into Persian in sentences, translation memory