Translation of "neutral" into Persian
خنثی, خلاص, نادرگیر are the top translations of "neutral" into Persian.
neutral
adjective
noun
grammar
Not taking sides in a conflict such as war; nonaligned. [..]
-
خنثی
not taking sides in a conflict
Like the other characteristics of human nature, ambition is neutral.
جاهطلبی هم مانند سـایر کـیفیات انسـانی امری خنثی است.
-
خلاص
and threw the transmission into neutral for a moment to get a better look.
دنده صحرانورد راموقتا خلاص کرد.
-
نادرگیر
-
Less frequent translations
- کرانجی
- کماسه
- نامعین
- خفیف
- میانه
- (آواشناسی) واکه ی خنثی
- (اتومبیل و غیره) دنده ی خلاص
- (برق) نه مثبت نه منفی
- (رنگ) غیر زنده
- (زیست شناسی)رجوع شود به neuter
- (شیمی) فاقد واکنش اسیدی و قلیایی
- (نوع و گونه و غیره) نامشخص
- بدون بار الکتریکی
- بی بار
- بی رنگ
- بی سو
- بی شارژ
- بی طرف
- بی طرفانه
- رنگ خنثی
- هیچ سو
- هیچ سویانه
- وابسته به بی طرفی
- واکه ی نتار
- کم رنگ
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "neutral" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "neutral" with translations into Persian
-
بیطرفی نت
-
خاکهای خنثی
-
بهمجوشي · بهمچسبيدگي ايمنيشناختي · خنثيسازي ويروس · واكنش متقاطع · واكنشهاي آنتیژن-آنتیبادی · واکنشهای پادگن- پادتن
-
ریسک خنثی
-
ترياسيلگليسرولها · تریگلیسریدها · چربيهاي خنثي
-
دوم نیمبزرگ
-
اقدام متقابل · بی اثر سازی · بی نتیجه سازی · بیطرف سازی · خنثاسازی · خنثی سازی · خنثیسازی
-
آزمونهای خنثیسازی
Add example
Add