Translation of "nodulated" into Persian
دارای گره ها یا غده های ریز is the translation of "nodulated" into Persian.
nodulated
adjective
verb
Simple past tense and past participle of nodulate. [..]
-
دارای گره ها یا غده های ریز
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "nodulated" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "nodulated" with translations into Persian
-
گرهزايي · گرهزایی ریشه
-
تشکیل گره هایا غده های ریز · گره یا غده ریز · گرهزايي · گرهزایی ریشه
-
دارای برامدگی های ریز · قلنبه دار
-
(زمین شناسی - بخش گرد و کوچک که از اطراف خود سخت تر است) سختگاه · (کالبد شناسی) باگره · (گیاه شناسی - تکمه یا برجستگی کوچک روی ساقه یا ریشه به ویژه اگر حاوی ترکیزه هایی باشد که در جذب نیتروژن موثرند)ساق گرهک · باغره · ریز دژپیه · ریزگره · ریش تکمه · ریش گرهک · ساق تکمه · غده ی کوچک · ندول · گردلچه · گرمانچه · گره کوچک · گرهچه · گرهک · گندله چه
-
باكتريهاي ديازوترونيك · باكتريهاي شورهساز · باكتريهاي گرهك ريشه · باکتریهای تثبیتکننده ازت · باکتریهای تثبیتکننده نیتروژن · ديازوتروفها
-
گرهکهای ریشه
-
(زمین شناسی - بخش گرد و کوچک که از اطراف خود سخت تر است) سختگاه · (کالبد شناسی) باگره · (گیاه شناسی - تکمه یا برجستگی کوچک روی ساقه یا ریشه به ویژه اگر حاوی ترکیزه هایی باشد که در جذب نیتروژن موثرند)ساق گرهک · باغره · ریز دژپیه · ریزگره · ریش تکمه · ریش گرهک · ساق تکمه · غده ی کوچک · ندول · گردلچه · گرمانچه · گره کوچک · گرهچه · گرهک · گندله چه
Add example
Add