Translation of "nooning" into Persian

ظهر, ظهرانه, نهار are the top translations of "nooning" into Persian.

nooning noun grammar

(archaic, dialectal) A nap or rest in the middle of the day. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • ظهر

    noun

    It was almost noon by the time Tom woke up.

    وقتی تام از خواب بیدار شد، تقریبا ظهر بود.

  • ظهرانه

  • نهار

    They had done nearly fourteen miles with only one rest at noon.

    تقریباً چهارده مایل را فقط با یک بار توقف برای نهار یـک نفس رفته بودند.

  • Less frequent translations

    • (در سفر) توقف (برای صرف نهار و استراحت نیمروز)
    • (محلی)
    • خوراک ظهر
    • وسط روز
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "nooning" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "nooning" with translations into Persian

  • (نادر) نیمه شب (فقط بدین صورت : نصف شب noon of night) · zohr · اوج (اوگ) · بالاترین نقطه · حد اعلی · ذروه · ساعت دوازده در روز · ظهر · ظهرانه · ظهری · نیمروز · نیمروزی · نیمروزین · وابسته به ظهر
  • (قدرت یا نفوذ یا شکوه و غیره) اوج · (گاهی با H و N بزرگ) مقابله · اعتلا · بالاترین نقطه · رودررویی · سر ظهر · سر نیمروز · ظهر · فربودی · فرمندی · نیمروز · کهبدی
  • بالاترین نقطه · ظهر · نیمروز
  • مرغزار نیمروزی
  • (نادر) نیمه شب (فقط بدین صورت : نصف شب noon of night) · zohr · اوج (اوگ) · بالاترین نقطه · حد اعلی · ذروه · ساعت دوازده در روز · ظهر · ظهرانه · ظهری · نیمروز · نیمروزی · نیمروزین · وابسته به ظهر
  • (نادر) نیمه شب (فقط بدین صورت : نصف شب noon of night) · zohr · اوج (اوگ) · بالاترین نقطه · حد اعلی · ذروه · ساعت دوازده در روز · ظهر · ظهرانه · ظهری · نیمروز · نیمروزی · نیمروزین · وابسته به ظهر
  • بالاترین نقطه · ظهر · نیمروز
Add

Translations of "nooning" into Persian in sentences, translation memory