Translation of "note" into Persian
نت, اسکناس, تبصره are the top translations of "note" into Persian.
note
verb
noun
grammar
Utility, profit, advantage. [..]
-
نت
nouncharacter indicating the length and pitch of a tone [..]
And at some point, Christian will introduce this note.
و در چند نقطه، کریستین نت ها را نشان خواهد کرد.
-
اسکناس
nounIf you fold a hundred rouble note in half, that would be the size.
به اندازهٔ یک اسکناس صد روبلی که از وسط تا شده باشد.
-
تبصره
noun
-
Less frequent translations
- توجه
- یادداشت
- مشاهده
- لحن
- سفته
- پیغام
- علامت
- نشان
- خلاصه
- دیدن
- حال و هوای چیزی، ویژگی بخصوصی از چیزی
- گوشزد کردن
- قبض
- نوا
- بزرگی
- حالت
- نشانه
- چشمگیر
- پانویس
- پسدید
- نمیدن
- انگ
- عالیجناب
- رگه
- (بازرگانی) سفته
- (بر متن) توضیح
- (قدیمی) آهنگ
- (معمولا با: of) برجسته
- (موسیقی) نت 1
- (موسیقی) کلید پیانو 4
- (پرنده) آواز
- به صورت نت موسیقی درآوردن
- ترانه 3
- تن صدا
- توجه کردن
- حاشیه نویسی
- حواشی نویسی
- خلاصه نویسی کردن 7
- درخور توجه
- ذکر کردن
- زیرنویس (رجوع شود به footnote)
- سند بهادار
- صدا 0
- عنصر 2
- متذکر شدن
- مشاهده کردن 5
- ملاحظه کردن
- مورد توجه
- مورد دقت قرار دادن
- نت موسیقی نوشتن
- نت نوشتن
- نت نویسی
- ورقه ی قرضه ی کوتاه مدت (صادره از سوی دولت یا شرکت ها)
- پشت سبز
- پول کاغذی (bank noteهم می گویند)
- پیش نویس
- یادآور شدن 6
- یادداشت کردن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "note" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Note
proper
grammar
The St. Louis Blues hockey team.
-
سفته
The promissory note, which fell into George's hands?
سفته ، که توي دستاي جورج افتاده ؟
-
یادداشت – یادداشت اداری توجه نمودن
Images with "note"
Phrases similar to "note" with translations into Persian
-
سفته
-
برگ باسکول
-
یادداشت خودکشی
-
بخشنامه- دستورالعمل عمومی-تسلسل-دایره وار
-
لازم به ذکر است
-
(امریکا - خودمانی) اسکناس صد دلاری
-
برگه تحویل
-
اسناد تجاری تنزیل شده
Add example
Add