Translation of "noticeably" into Persian
بطور برجسته یا معلوم, بطور قابل ملاحظه, چنانکه بتوان دید are the top translations of "noticeably" into Persian.
noticeably
adverb
grammar
(degree) To a detectable degree, sufficient to be noticed. [..]
-
بطور برجسته یا معلوم
-
بطور قابل ملاحظه
-
چنانکه بتوان دید
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "noticeably" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "noticeably" with translations into Persian
-
او حتی به کوچکترین چیزهایی در زندگی پی برد که اکثر ما مانند رنگ آسمان و گلهایی که در بهار شکوفا می شوند ، قدر آن را نمی دانیم. · او حتی به کوچکترین چیزهایی در زندگی پی برد که اکثر ما مانند رنگ آسمان و گلهایی که در بهار شکوفا می شوند ، قدر آن ها را نمی دانیم.
-
اولین روز اخطار
-
دیوگیم امش هب هک یا هیعالطا( شريذپ مدع هیم العا)میرک در ار امش یاعدا
-
شایان توجه · شاینده · قابل توجه · محسوس · چشمگیر
-
اخطار کردن · اطلاع دادن · امکان داشتن · توصیه دادن · زندان کردن · قدرت داشتن · قیمت کردن · نصیحت کردن · پند دادن
-
اخطارهای شدت یافته
-
یادداشت پایان اشتغال
-
تذکر
Add example
Add