Translation of "oared" into Persian
پارویی, پارو, (بیشتر در ترکیب) پارو دار are the top translations of "oared" into Persian.
oared
adjective
verb
grammar
Having oars. [..]
-
پارویی
as a plant on the river bed feels the shock of a passing oar and shivers
مثل گیاهی بر بستر رود که ضربهی پارویی در گذر را میگردد و میلرزد.
-
پارو
nounPaddles were dropped, and oars came loudly into play.
چوبهای بلند به کناری افکنده شدند و پارو بها با صدای بلند به کار افتادند.
-
(بیشتر در ترکیب) پارو دار
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "oared" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "oared" with translations into Persian
-
پاروهای دوطرفه، پاروزنی دو ردیفه
-
پاروزن عقب قایق · پاروی عقب قایق
-
(قایقرانی) پارو · (کسی که پارو می زند) پارو زن · پارو · پارو زدن
-
چپه، بیل،
-
خله، بیل هدایت قارب/قایق/کرجی/بلم، پاروی هدایت قارب
-
قایق پارویی مسابقه ای دو نفره (pair-oared shell هم می گویند)
-
(قایقرانی) پارو · (کسی که پارو می زند) پارو زن · پارو · پارو زدن
-
(قایقرانی) پارو · (کسی که پارو می زند) پارو زن · پارو · پارو زدن
Add example
Add