Translation of "obscurity" into Persian
تاریکی, گمنامی, ابهام are the top translations of "obscurity" into Persian.
obscurity
noun
grammar
The state of being unknown; a thing that is unknown [..]
-
تاریکی
nounThe obscurity was more dense there than elsewhere.
تاریکی در آن قسمت از همه جا غلیظتر بود.
-
گمنامی
nounhave repented them in poverty and obscurity often before.
در فقر و گمنامی به غبطهء آن نشستهاند.
-
ابهام
nounThere is a deal of obscurity concerning the identity of the species thus multitudinously baptised.
درباره تشخیص آن انواع که این همه نام بر خود دارند مقداری ابهام باقی است.
-
Less frequent translations
- تیرگی
- تاری
- گنگی
- شخص یا چیز گمنام
- عدم صراحت
- نا آشکاری
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "obscurity" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "obscurity" with translations into Persian
-
ابهام · تیرگی · فرومایگی · گمنامی
-
ابهام جو · تاریک اندیش · دانش ستیز · مخالف پیشرفت
-
بطور تیره · بطور مبهم یا پیچیده · بطور مشکوک یانامعلوم · بطورپنهان
-
(آوا شناسی) واکه ی غیر موکد · ابری کردن · بی فشار کردن · تار · تار کردن · تاریک · تاریک کردن · تحت الشعاع قرار دادن · تخدیر شدن · تیره · تیره کردن · خوانده نشده · ستایش نشده · سروده نشده · ظلمات · غامض · غیر صریح کردن · غیر قابل درک · غیر مشهور · مبهم · مبهم کردن · مه گرفتن · نا آشکار · نا مشخص کردن · نا مفهوم · نا هویدا · نا هویدا کردن · ناآشکار کردن · ناشناخته · ناشناس · نامعروف · نامفهوم کردن · واکه ی بی فشار · پرده زدن · پنهان · پنهان کردن · پوشاندن · کدر · کدر کردن · گمنام · گنگ · گنگ کردن
-
تار سازی · تاریک سازی · تیره سازی · مبهم سازی
-
میل مبهم هوس
-
(آوا شناسی) واکه ی غیر موکد · ابری کردن · بی فشار کردن · تار · تار کردن · تاریک · تاریک کردن · تحت الشعاع قرار دادن · تخدیر شدن · تیره · تیره کردن · خوانده نشده · ستایش نشده · سروده نشده · ظلمات · غامض · غیر صریح کردن · غیر قابل درک · غیر مشهور · مبهم · مبهم کردن · مه گرفتن · نا آشکار · نا مشخص کردن · نا مفهوم · نا هویدا · نا هویدا کردن · ناآشکار کردن · ناشناخته · ناشناس · نامعروف · نامفهوم کردن · واکه ی بی فشار · پرده زدن · پنهان · پنهان کردن · پوشاندن · کدر · کدر کردن · گمنام · گنگ · گنگ کردن
Add example
Add