Translation of "obsoletism" into Persian

کهنگی, بکار بردن واژه های کهنه یا مهجور are the top translations of "obsoletism" into Persian.

obsoletism noun grammar

A disused word or phrase; an archaism.

+ Add

English-Persian dictionary

  • کهنگی

  • بکار بردن واژه های کهنه یا مهجور

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "obsoletism" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "obsoletism" with translations into Persian

  • از رواج افتاده، منسوخ
  • متروکی · مهجوری · کهنگی
  • (اولین آثار پیدایش اندام) نورد · (زیست شناسی) کم رشد · آنچه که دیگر به کار نمی رود · از رواج انداختن · از مد افتادن · بلا استفاده · بی پسند (در این فرهنگ ((مهجور)) برای واژه ها و معنی هایی به کار می رود که امروزه دیگر به کار نمی روند) · بی پسند کردن · بی کاربرد · دیروزین · غير مستعمل · غیررایج · فرتوت · فرتوت کردن · متروک · متروکه · منسوخ · مهجور · مهجور کردن · کم رسته · کنار گذاشته شده · کهنه
  • (اولین آثار پیدایش اندام) نورد · (زیست شناسی) کم رشد · آنچه که دیگر به کار نمی رود · از رواج انداختن · از مد افتادن · بلا استفاده · بی پسند (در این فرهنگ ((مهجور)) برای واژه ها و معنی هایی به کار می رود که امروزه دیگر به کار نمی روند) · بی پسند کردن · بی کاربرد · دیروزین · غير مستعمل · غیررایج · فرتوت · فرتوت کردن · متروک · متروکه · منسوخ · مهجور · مهجور کردن · کم رسته · کنار گذاشته شده · کهنه
Add

Translations of "obsoletism" into Persian in sentences, translation memory