Translation of "obverse" into Persian
طرف مقابل, جلو, همتا are the top translations of "obverse" into Persian.
obverse
adjective
noun
grammar
Turned or facing toward the observer. [..]
-
طرف مقابل
noun -
جلو
noun -
همتا
-
Less frequent translations
- وارو
- قرینه
- پیشگاه
- (باریک تر در پایین و پهن تر یا ستبرتر در بالا) زیر باریک
- (به طور کلی) رو
- (سکه و مدال و غیره) رو (در برابر: پشت reverse)
- (منطق) قضیه تالی
- اظهار معکوس
- بخش پیشین
- جلو گاه
- دیدگر سوی
- رو به رو
- رو به مشاهده کننده
- سطح اصلی
- شیر و خط
- فرو باریک
- وارون سخن
- وارون گفتار
- چرخیده به سوی مشاهده کننده
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "obverse" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "obverse"
Add example
Add