Translation of "occupied" into Persian

مشغول, اشغال شده, تصرف شده are the top translations of "occupied" into Persian.

occupied adjective verb grammar

reserved, engaged [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • مشغول

    adjective

    And if the Vatican were to call, they would find us otherwise occupied.

    و اگه واتیکان تماسی باهام داشت اونا ما رو مشغول انجام کار دیگه ای پیدا میکنن.

  • اشغال شده

    McTarry Castle completely occupied, with only one change.

    McTarry قلعه کاملا اشغال شده ، تنها با یک تغییر است.

  • تصرف شده

    Moscow when occupied by the enemy did not remain intact like Berlin, Vienna

    مسکو که از طرف دشمن تصرف شد تنها به این جهت مانند برلن و وین،

  • Less frequent translations

    • دست بکار
    • مسکون
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "occupied" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "occupied" with translations into Persian

  • مسکن تحت سکونت مالک
  • (در جایی) بودن · (وقت یا جا) گرفتن · (پیشه) داشتن · اشغال کردن · اقامت داشتن · به زور گرفتن · تصدی داشتن · تصرف کردن · در زیستن · درشت نوشتن · زندگی کردن · ساکن بودن · سرگرم کردن · سکنی گزیدن · شاغل بودن · قرار داشتن · متصرف شدن · مربوط بودن به · مشغول داشتن · مشغول کردن · مصرف کردن · مقام داشتن · نگران بودن · نگه داشتن
  • اشغال کننده · ساکن · متصرف · مستاجر
  • مشاغل بلا تصدی؛ مشاغل اشغال نشده
  • جمعیت شاغل
  • (در جایی) بودن · (وقت یا جا) گرفتن · (پیشه) داشتن · اشغال کردن · اقامت داشتن · به زور گرفتن · تصدی داشتن · تصرف کردن · در زیستن · درشت نوشتن · زندگی کردن · ساکن بودن · سرگرم کردن · سکنی گزیدن · شاغل بودن · قرار داشتن · متصرف شدن · مربوط بودن به · مشغول داشتن · مشغول کردن · مصرف کردن · مقام داشتن · نگران بودن · نگه داشتن
  • اشغال کننده · ساکن · متصرف · مستاجر
Add

Translations of "occupied" into Persian in sentences, translation memory