Translation of "odorous" into Persian
بو دار, بوی دهنده, تند بوی are the top translations of "odorous" into Persian.
odorous
adjective
grammar
Having a distinctive odor. [..]
-
بو دار
-
بوی دهنده
-
تند بوی
-
تیز بوی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "odorous" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "odorous" with translations into Persian
-
(قدیمی) عطر · بو · بو (از smell قوی تر است : بوی تند) · بوی خوش عطر · حالت کلی · خنجیر (odour هم می نویسند) · رایحه · سراغ · شهرت · طعم · عطر · عطر و بوی · محیط · پر گیر
-
معطر و خوشبو ساختن
-
بوی آفرین · بوی آور · بوی زا · تند بوی · پر بوی
-
بدبویی دهان
-
(قدیمی) عطر · بو · بو (از smell قوی تر است : بوی تند) · بوی خوش عطر · حالت کلی · خنجیر (odour هم می نویسند) · رایحه · سراغ · شهرت · طعم · عطر · عطر و بوی · محیط · پر گیر
-
(قدیمی) عطر · بو · بو (از smell قوی تر است : بوی تند) · بوی خوش عطر · حالت کلی · خنجیر (odour هم می نویسند) · رایحه · سراغ · شهرت · طعم · عطر · عطر و بوی · محیط · پر گیر
-
(قدیمی) عطر · بو · بو (از smell قوی تر است : بوی تند) · بوی خوش عطر · حالت کلی · خنجیر (odour هم می نویسند) · رایحه · سراغ · شهرت · طعم · عطر · عطر و بوی · محیط · پر گیر
Add example
Add