Translation of "opening" into Persian

افتتاح, دهانه, سوراخ are the top translations of "opening" into Persian.

opening adjective noun verb grammar

A hole; a gap; a crevice. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • افتتاح

    noun

    لحظه ای که یک موسسه می رود به بهره برداری

    But her absence was most notable on the opening night of the opera season.

    ولی جایی که غیبت او بیش از جاهای دیگر واضح بود، شبهای افتتاح اپرا بود.

  • دهانه

    noun

    Then he spots the opening and cries out with fresh hope.

    سـپس دهانه را میبیند و با امیدی تازه فریاد میزند.

  • سوراخ

    noun

    A bit of tape attachedto a bell wire hung at the right of the grated opening.

    نواری از نخ، بسته شده به یک زنگ، سمت راست سوراخ پنجره دار آویخته بود.

  • Less frequent translations

    • فرصت
    • روزنه
    • دهان
    • بازکردن
    • دهن
    • گشودن
    • شروع
    • حفره
    • دروازه
    • دریچه
    • گشودگی، فراخی، فراخ جای، فضای باز
    • افتتاحیه
    • شکاف
    • گشایش
    • سرآغاز
    • روزن
    • قریحه
    • ابتکار
    • بازگاه
    • پاچنگ
    • (شطرنج و چکرز و غیره) حرکت های نخستین طرفین
    • (شغل) جای خالی
    • (نمایش و غیره) پرده ی اول
    • باز شدن
    • بازی گشایی
    • بخش اول
    • فرصت کاریابی
    • مرحله ی اول
    • گام تند
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "opening" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Images with "opening"

Phrases similar to "opening" with translations into Persian

  • (توپخانه و غیره) آتش گشودن · (در مورد بندر و دریاچه و غیره) یخ نزده · (زبان شناسی) باز واکه · (واکه) فرو زبانی 2 · - شدنی · - پذیر · bâz · آزاد · آزاده 0 · آشکار · آغاز کردن · از هم باز شدن · اشکار · افتتاح کردن · اوپن · باز · باز شدن به 6 · باز کردن · باز کردن یا شدن · بازکردن · بی برف · بی تاق · بی حصار · بی دیوار · بی شیله پیله · بی مانع · تمام نشده · تیر اندازی کردن 8 · جای باز · جای سر باز · خاتمه نیافته · خارج از منزل · دارای فکر باز · در معرض · در گشوده · دشت 9 · دهان باز کردن 7 · راه داشتن به · رو باز · رو راست · زمین هموار · سخن گشودن · سر باز · سر گشاده · شروع کردن 5 · شکافتن · شکفتن · شکفته · صاف · علنی · عمومی · فاش · قابل · قابل کشتیرانی · مفتوح · مفتوح کردن 3 · نا تمام · نا پوشیده · نبش کردن 4 · هموار · همگانی · همیشگی · پذیرا 1 · پر · گشاده · گشادگی · گشودن · گشوده
Add

Translations of "opening" into Persian in sentences, translation memory