Translation of "openness" into Persian
صراحت, آزادی, گشودگی are the top translations of "openness" into Persian.
openness
noun
grammar
Accommodating attitude or opinion, as in receptivity to new ideas, behaviors, cultures, peoples, environments, experiences, etc., different from the familiar, conventional, traditional, or one's own. [..]
-
صراحت
It is my fault; I ought to be more open.
تقصیر خودم است؛ باید با صراحت بیشتری با او حرف بزنم.
-
آزادی
nounHe created an environment of open debate and solicited suggestions.
او محیطی آزادی برای بحث و تبادل نظر ایجاد کرد.
-
گشودگی
openness and conscientiousness are very good predictors of life success,
گشودگی و وجدانی بودن پیش بین های خوبی برای موفقیت هستند
-
Less frequent translations
- گشادگی
- بازی
- آشگاری
- بی پردگی
- قدرت پذیرش
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "openness" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "openness" with translations into Persian
-
(توپخانه و غیره) آتش گشودن · (در مورد بندر و دریاچه و غیره) یخ نزده · (زبان شناسی) باز واکه · (واکه) فرو زبانی 2 · - شدنی · - پذیر · bâz · آزاد · آزاده 0 · آشکار · آغاز کردن · از هم باز شدن · اشکار · افتتاح کردن · اوپن · باز · باز شدن به 6 · باز کردن · باز کردن یا شدن · بازکردن · بی برف · بی تاق · بی حصار · بی دیوار · بی شیله پیله · بی مانع · تمام نشده · تیر اندازی کردن 8 · جای باز · جای سر باز · خاتمه نیافته · خارج از منزل · دارای فکر باز · در معرض · در گشوده · دشت 9 · دهان باز کردن 7 · راه داشتن به · رو باز · رو راست · زمین هموار · سخن گشودن · سر باز · سر گشاده · شروع کردن 5 · شکافتن · شکفتن · شکفته · صاف · علنی · عمومی · فاش · قابل · قابل کشتیرانی · مفتوح · مفتوح کردن 3 · نا تمام · نا پوشیده · نبش کردن 4 · هموار · همگانی · همیشگی · پذیرا 1 · پر · گشاده · گشادگی · گشودن · گشوده
Add example
Add