Translation of "opponency" into Persian
مخالفت, مقاومت are the top translations of "opponency" into Persian.
opponency
noun
grammar
The act of opening an academic disputation; the proposition of objections to a tenet, as an exercise for a degree.
-
مخالفت
nounand one of the most active opponents
آمده است که مخالفت خود را اظهار نماید
-
مقاومت
noun
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "opponency" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "opponency" with translations into Persian
-
(به ویژه در جنگ و مسابقه و انتخابات و مباحثه) هماورد · (در طرف) مقابل · (عضله) رو به رو ساز · (نادر) رو به رو · آوردجو · حریف · خصم · دشمن · رقیب · شرکت کردن در · ضد · مبارز · مخالف · معارض · مقابل ساز · هماورد · همداو · پادکار · پادگر · کیاگن
-
(به ویژه در جنگ و مسابقه و انتخابات و مباحثه) هماورد · (در طرف) مقابل · (عضله) رو به رو ساز · (نادر) رو به رو · آوردجو · حریف · خصم · دشمن · رقیب · شرکت کردن در · ضد · مبارز · مخالف · معارض · مقابل ساز · هماورد · همداو · پادکار · پادگر · کیاگن
-
(به ویژه در جنگ و مسابقه و انتخابات و مباحثه) هماورد · (در طرف) مقابل · (عضله) رو به رو ساز · (نادر) رو به رو · آوردجو · حریف · خصم · دشمن · رقیب · شرکت کردن در · ضد · مبارز · مخالف · معارض · مقابل ساز · هماورد · همداو · پادکار · پادگر · کیاگن
Add example
Add