Translation of "oral" into Persian
دهانی, زبانی, شفاهی are the top translations of "oral" into Persian.
Relating to the mouth. [..]
-
دهانی
adjectiverelating to the mouth
and which allow them to acquire a facsimile of hearing and to use oral speech.
و به آنها اجازه میدهد که برگردانی از شنوایی با استفاده از تکلم دهانی را بدست اورند.
-
زبانی
nounSpoken rather than written.
-
شفاهی
nounwhen he had to present himself for an oral examination.
وقتی قرار بود امتحان شفاهی بدهد، دیگر آن طور سر هیجان نیامده بود.
-
Less frequent translations
- گفتاری
- سخنورانه
- خوردنی
- سخنی
- (جانورشناسی - روی دهان یا در اطراف دهان) دهان سوی
- (دارو و غیره) از راه دهان
- (روانکاوی) دهانی
- (زبان شناسی) دهانی (در برابر: خیشومی nasal)
- (معمولا جمع) آزمون (های)گفتاری
- امتحان (ات) شفاهی
- امتحان شفاهی
- دهان درون
- دهان درونی
- زنده باد
- وابسته به سخن و سخنوری
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "oral" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
A male given name of American usage, ultimately derived from Aurelius . [..]
-
شفاهی
when he had to present himself for an oral examination.
وقتی قرار بود امتحان شفاهی بدهد، دیگر آن طور سر هیجان نیامده بود.
Phrases similar to "oral" with translations into Persian
-
ادبیات شفاهی
-
بدبویی دهان
-
تاریخ دهان به دهان گشته · تاریخ شفاهی · تاریخ گفتاری
-
(روش آموزش گفتار و لب خوانی به کرها) گفتارگرایی
-
بزبان · زبانی · شفاها
-
او آر اس
-
جراحی دهان و فک و صورت
-
استعمال خوراکی · تجويز خوراكي