Translation of "orderliness" into Persian

نظم, ترتیب, بقاعدگی are the top translations of "orderliness" into Persian.

orderliness noun grammar

regular, proper and systematic arrangement [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • نظم

    Everyone is sitting in quite an orderly fashion here this morning.

    امروز صبح همه شما با نظم وترتیب اینجا نشسته اید

  • ترتیب

    noun
  • بقاعدگی

  • Less frequent translations

    • فرمانبرداری
    • سامان
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "orderliness" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "orderliness" with translations into Persian

  • (ارتش) وابسته به امربری · (ارتش) گماشته · آراسته · امربری · امررسانی · با دهناد · با سازمان · با سرواد · بسامان · به طور مرتب و منظم · خوش رفتار · دارای نظام معین · سازگانی · سامان مند · سر به راه · سیستماتیک · صلح جو · مرتب · مرتبا · مستخدم · مستخدم بیمارستان · منظم · منظما · نیک رفتار · پیرو قانون
  • (ارتش) وابسته به امربری · (ارتش) گماشته · آراسته · امربری · امررسانی · با دهناد · با سازمان · با سرواد · بسامان · به طور مرتب و منظم · خوش رفتار · دارای نظام معین · سازگانی · سامان مند · سر به راه · سیستماتیک · صلح جو · مرتب · مرتبا · مستخدم · مستخدم بیمارستان · منظم · منظما · نیک رفتار · پیرو قانون
Add

Translations of "orderliness" into Persian in sentences, translation memory