Translation of "originative" into Persian

اصلی, جنینی, مبتکر are the top translations of "originative" into Persian.

originative adjective grammar

That originates; creative [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • اصلی

    adjective

    I'm afraid that in my translation, part of the original meaning has been lost.

    می ترسم، که در ترجمه من بخشی از معنی متن اصلی از دست رفته باشد.

  • جنینی

    adjective

    "Origins" is a report from the front lines

    " Origins " گزارشی است از اولین مراحل یک رشتۀ مهیج جدید به نام ریشه های جنینی.

  • مبتکر

    There's a sweet spot where originals seem to live.

    یه منطقه مناسب وجود داره که به نظر مبتکر ها وجود دارند.

  • Less frequent translations

    • موسس
    • پدیدآورنده
    • بدوی
    • خالق
    • ایجاد کننده
    • بنیاد گذارنده
    • جرثومه ای
    • منبع اصلی
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "originative" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "originative" with translations into Persian

  • تعيين خاستگاه ثبتشده · تعيين خاستگاه حفاظتشده · تعيين خاستگاه كنترلشده · تعیین خاستگاه · نامگذاري خاستگاه · نامگذاري خاستگاه كنترلشده · نشان گواهيشده خاستگاه
  • زادگاه · زادگاه جغرافيايي · مبدأ · منشا جغرافيايي
  • تعيين خاستگاه ثبتشده · تعيين خاستگاه حفاظتشده · تعيين خاستگاه كنترلشده · تعیین خاستگاه · نامگذاري خاستگاه · نامگذاري خاستگاه كنترلشده · نشان گواهيشده خاستگاه
  • (بازرگانی) گواهی مبدا (سندی که از سوی صادر کننده ی کالا به دولت های ذینفع داده می شود و در آن مقدار و نوع و مبدا کالا ذکرمی گردد) · گواهی مبدا
  • دامخوراکهای با منشاء جانوری
  • دفتر ثبت اولیه
Add

Translations of "originative" into Persian in sentences, translation memory