Translation of "pack" into Persian
دسته, بسته, گروه are the top translations of "pack" into Persian.
(transitive) To fill in the manner of a pack, that is, compactly and securely, as for transportation; hence, to fill closely or to repletion; to stow away within; to cause to be full; to crowd into; as, [..]
-
دسته
nounThe seven he needed was lying uppermost, the first card in the pack.
هفت خالی که مورد نیازش بود بالاتر از همه روی دسته ورق قرار داشت.
-
بسته
I didn't even want to think about the things Alice had packed for me.
حتی نمیخواستم دربارهی چیزهایی که آلیس برایم بسته بود بد فکر کنم.
-
گروه
nounI could see why there was never more than one Alpha male in a pack.
میتوانستم ببینم که چرا هیچ وقت بیشتر از یک آلفای مرد در گروه وجود نداشت.
-
Less frequent translations
- بقچه
- بردن
- بار کردن
- جمع
- گله
- بار
- پاکت
- فشردن
- مشت
- جعبه
- کیسه
- انبان
- انباشتن
- مجموعه
- توبره
- افزانه
- گروهک
- چپاندن
- تعدد
- جرگه
- (اسکاتلند) صمیمی
- (انسان) گروه (به ویژه دسته ی متشکل)
- (با خود) حمل کردن یا داشتن 6
- (بر چهارپا) بار کردن 4
- (خودمانی) تحویل دادن (پیام یا ضربه یا نیرو و غیره)
- (خوراک و غیره را) در قوطی (و بسته و غیره) ریختن
- (در ترکیب) آنچه که برای مدتی روی بدن قرار می دهند
- (در لفاف و غیره) پیچیدن
- (در چمدان و غیره) گذاشتن 0
- (معمولا با شتاب) فرستادن 5
- (معمولا با: off) با شتاب رفتن
- (هیئت منصفه ی دادگاه یا اعضای هیئت و غیره را) به میل خود برگزیدن
- آکندن 2
- از اعوان و انصار
- از اعوان و انصار خود انتخاب کردن
- بسته بندی کردن
- بقچه بستن
- حاوی بودن 7
- دست (deck هم می گویند)
- دسته کردن
- دسته ی ورق بازی
- عزیمت کردن 8
- قوطی کردن
- مملو کردن
- مناسب برای بسته بندی
- نیروهای ارتشی
- هم فشردن
- وابسته به بسته بندی
- وارد آوردن
- پر کردن 3
- کنسرو کردن 1
- گسیل کردن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "pack" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "pack"
Phrases similar to "pack" with translations into Persian
-
بسته بندی
-
رجوع شود به ice pack · یخ شناور · یختوده
-
(جانورشناسی) موش حمال (جنس Neotoma - بومی امریکای شمالی) · زاغی
-
(پزشکی) پتو یا ملافه ی خیس و سرد که برای درمان به دور بیمار می پیچند · (کمک های نخستین) کیسه ی یخ (کیسه ی یخ شیمیایی که برای پرستاری سریع از مصدومان به کار می رود) · روش کنسرو کردن خوراک که طی آن غذای خام را در قوطی (یا بطری) کیپ می کنند و سپس گرما می دهند · سردپیچی کردن
-
گله گرگ
-
کارخانه کنسروسازی
-
بسته تکمیلی
-
بسته طرح زمینه