Translation of "paddle" into Persian
پارو, چلاندن, چمبه are the top translations of "paddle" into Persian.
paddle
verb
noun
masculine
grammar
(transitive) To propel something through water with a paddle , oar or hands. [..]
-
پارو
nounThe distributed foot, actually, is working more like a paddle.
این توزیع پا در واقع بیشتر مانند یک پارو عمل می کند.
-
چلاندن
-
چمبه
-
Less frequent translations
- کدنگ
- کوتنگ
- بیل، ، بیله
- کوفتن
- (با تخته) کتک زدن
- (با پارو) پیش راندن
- (با پهنچوب) همزدن
- (در آب) شلپ شلوپ کردن
- (مثل کودک) راه رفتن
- (هر چیز پارو مانند) پاروچه برای هم زدن آهن مذاب یا گل و غیره
- (پا برهنه) در آب دویدن
- (پینگ پونگ) راکت
- (چرخ کشتی رودخانه پیما یا چرخ آسیاب یا بادزن برقی) پره
- تاتی کردن
- تخته ای که (برای تنبیه) به ما تحت بچه می کوفتند
- تلو تلو خوردن
- رجوع شود به paddle wheel
- شلنگ تخته انداختن
- پارو (برای قایقرانی - به پاروی برف روبی می گویند: snow shovel) پاروی کوتاه (به پاروی معمولی قایق رانی می گویند: oar)
- پارو زدن
- پهن چوب
- چوب رنگرزی
- چوب سر پهن (که هنگام شستشو بر پارچه و فرش و غیره می کوبند)
- چوبدستی گازری
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "paddle" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "paddle"
Phrases similar to "paddle" with translations into Persian
-
(نوعی ورزش با راکت دسته کوتاه و گوی کوچک) پادل بال
-
کشتی پدالی
-
پروانه ی چرخی · چرخ پره دار (برای پیش راندن کشتی)
-
شنای ایستاده · شنای سگی · شنای چاله حوضی
-
(نوعی تنیس که با راکت دسته کوتاه بازی می کنند) پادل تنیس
Add example
Add